خاطرات روزهای امتحان – 6

این ترم بعد از اعلام نتایج ، یکی دیگر از خاطرات روزهای امتحان شکل گرفت :

دانشجویی بارها تماس گرفته و با بیان موضوعاتی درخواست نمره دارد . استدلالهای وی نیز جالب است :

  • من از صبح گریه کردم بخاطر این نمره .
  • پدرم فوت شده است و مادرم نیز به زندگی خود مشغول است .
  • چون دانشجوی میهمان بوده ام باید برای ترم بعد بروم در واحد دانشگاهی خودم درس بگیرم .

 

اما ماجرا به همین جا هم ختم نشد . امروز آقایی تماس گرفتند که خود را عموی آن دانشجو معرفی نمودند که در ضمن مربی بوکس هم هستم و … . حتماً بقیه ماجرا برای شما قابل پیش بینی است . بله ، به او نمره بدهید .

این پایان ماجرا نبود .

ساعاتی بعد ، خانمی تماس گرفتند که ” من عمه …. هستم . او …. ” . باز هم همان درخواست .

نمی دانم جدیداً در آئین نامه های دانشگاهی آمده که نمره دانشجو بر اساس مذاکره تعلق بگیرد ؟

ادامه از خاطرات روزهای امتحانات – 1 – تماسهای تلفنی

6 thoughts on “خاطرات روزهای امتحان – 6

  1. دوست عزیزم
    من فرمایش شما را کاملا قبول دارم و در ضمن یادتان باشد که :
    1- من امروز حرفه ام را مستقیما از درسم دارم . پس می دانم که درس در آینده شغلی افراد موثر است .
    2- شما هم قبول دارید که اساتید مایل نیستند که درصد مردودی کلاسشان بالا باشد . پس تمامی تلاششان را می کنند تا دانشچویان از کلاسهایشان با موفقیت عبور کنند .
    3- اساتید معمولا در طول ترم ارزیابی میکنند . یعنی می فهمند که کدام دانشجو فعال است و کدام برای وقت تلف کردن سری هم به دانشگاه می زند . بدیهی است که در پایان ترم هر اتفاقی برای دانشجو ممکن است رخ دهد . ارزیابی طول ترم برای همین است که استاد بر اساس تلاش طول ترم دانشجو آثار رویدادهای غیر منتظره شبهای انتحان را از بین ببرد .
    4- به یقین دانشجویی که در طول ترم خودش به فکر عاقبت زندگی خودش نیست – اساتید را به همکاری با خودش نمی تواند جلب کند .

  2. سلام استاد گرانقدر
    با خواندن این مطلب بیاد دوران دانشجویی و صحبت های بعد از جلسه امتحان مابین دانشجویان افتادم
    یادش بخیر
    ارادتمند شما
    مهابادی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *