مدیریت زمان 2- مدیریت چیست؟ 1 ( پیدایش -ریشه یابی – معانی و لفظ مدیریت )

خواستم در مورد تعاریف مدیریت زمان بنویسم ، اما دیدم وقتی هنوز مدیریت را شفاف ننموده ایم ، چگونه تعریف مدیریت زمان معنا پیدا می کند .

پس

ابتدا به تعریف مدیریت می پردازم و در جایی دیگر به تعریف مدریت زمان اشاره خواهم نمود.
خواستم در مورد تعاریف مدیریت زمان بنویسم ، اما دیدم وقتی هنوز مدیریت را شفاف ننموده ایم ، چگونه تعریف مدیریت زمان معنا پیدا می کند .

پس

ابتدا به تعریف مدیریت می پردازم و در جایی دیگر به تعریف مدریت زمان اشاره خواهم نمود.

۱- پيدايش واژه مديريت

پيدايش پديده هاي علمي و شاخه هاي تخصصي را نمي توان مانند تولد نوزادي دانست که با دقت، لحظه تولدش را بتوان ثبت نمود. مادر و پدرشان را نيز نمي توان به درستي شناسايي نمود و ايضا  زادگاهشان نيز مي تواند در هاله اي از ابهام فرو رفته باشد. سالها زمان لازم است تا اصولا آن پديده اعلام حضور نمايد ، ديگران بشناسندش و بر وجودش مهر تائيد بزنند و برايش شناسنامه اي صادر نمايند. موارد بسياري سراغ داريم که هنوز آنها را به عنوان يک رشته نمي شناسند اما متخصصان آن رشته ، آن را مستقل از ساير علوم مي دانند .

مديريت نيز اين چنين است. مادر و پدري مشخص ندارد و زادگاهش نيز در هاله اي از ابهام قرار دارد. سالها زمان برده است تا آن را « رشته مديريت » بدانند و بنامند و برايش شناسنامه صادر کنند.

۲- ریشه یابی تاریخی واژه مدیریت

فرهنگ انگلیسی وبستر که اولین سال استفاده از واژگان انگلیسی را نیز قید می کند ، برای واژه ” مدیریت ” سال 1905  را اولین سال کاربرد معرفی نموده است . می پرسید یعنی چه ؟

واژگان یک زبان با توجه به شرایط ساخته می شوند . بنابراین بدیهی است که گاهی شما لغتنامه ها را باز می کنید و می بینید کلمه ای که امروزه ( در سال ۱۳۸۸ ) در محاوره استفاده می شود در لغتنامه زبان فارسی دیده نمی شود . اما یقینا اگر سال ۱۳۸۹ آن لغتنامه اصلاح و تجدید چاپ گردد ، واژه ای که شما در کتاب نیافتید را خواهید دید . پس واژه مربوطه از همان سال وارد زبان شده است .

به همین ترتیب و معنا ، اگر لغتنامه های انگلیسی را مرور کنیم و سال به سال عقب برویم ( ۲۰۰۸ ، ۲۰۰۷ ، … ، ۱۹۹۹ ، ۱۹۹۸ ، … ، ۱۹۰۷ ، ۱۹۰۶ ) به سالی می رسیم که برای اولین بار واژه ” Management = مدیریت ” وارد لغتنامه های  انگلیسی گردیده است .

از اين رو اين سال را مي توان تاريخ تولد رشته اي دانست که بعدها رشته بودنش را اثبات نمود. پيش از اين با جرات نمي توان نامي از « مديريت » برد ، چرا که اصولا وجود نداشته است تا از آن ياد شود.

با اين حال اگر چه پيش از 1905 ، ادبيات انگليسي « مديريت » ي نمي شناخته اما مطالعات بعدي متخصصين،‌ نشان از وجود شواهد، نمودها ، آثار و رفتارهايي دارد که با اصول و مباني اين دانش نوپا سازگاري داشته، از اين رو آنها را به عنوان ريشه هايي براي شکل گيري دانش مديريت يادکرده اند. قديمي ترين اين نمودها باز مي گردد به 5000 سال پيش از ميلاد حضرت مسيح که در آن سومريان به مستند سازي وقايع پرداختند.[1] اين پديده ها اگرچه امروز با عناويني نوين و شکيل در چارچوب نام سازمانها و مدلهاي علمي دوباره تکرار مي شوند اما نمي توان به سادگي از کنارشان گذشت و آنها را ناديده انگاشت. در واقع نوعي گيجي مزمني عارض مي شود از اينکه آيا مي توان اين نمودها را پيش از زماني که اصولا « مديريت » يک واژه شده و بر زبانها رانده شده است نوعي از مديريت دانست يا نه.

۳- معانی مدیریت

در طی این صد و اندی سال ، دانشمندان بسیاری به تعریف مدیریت از منظر خود پرداخته اند . نمونه هایی از آنها را می توان بصورت زیر فهرست نمود:

– مديريت فراگرد به كارگيري مؤثر و كارآمد منابع مادي و انساني بر مبناي يك نظام ارزشي پذيرفته شده است كه از طريق برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امكانات، هدايت و كنترل عمليات براي دستيابي به اهداف تعيين شده، صورت مي گيرد.

–  مدیریت عبارت است از هماهنگ کردن منابع انسانی و مادی برای نیل به هدف. (kast and rosenzweig )

– مدیریت را می توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن,رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدفهای مطلوب با حداکثر کارایی تعریف کرد. ( Henri Fayol )

– مدیریت فرآیندی است که به وسیله آن کوشش های فردی و گروهی به منظور نیل به هدف مشترک هماهنگ می شود.(سازمان ومدیریت – نوشته ابو الفضل صادق پور)

– مدیریت یک رابطه عینی و ذهنی پیچیده است.(سازمان و مدیریت – گویشانی)

– مدیریت انجام دادن کارها به وسیله و از طریق دیگران است. (مدیریت-جلال مقدسی و مجتبی کاشفی)

– مدیریت ممکن است به عنوان ایجاد و شناخت هدف ها از طریق فعالیتهای هماهنگ تمامی افراد مربوط به آنها تعریف شود. ( Demsond D. Martin and Richard L. Shell )

مدیریت عبارت است از فرآیندی برای حل مسایل مربوط به تامین هدف های سازمانی به نحومطلوب  از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر.

–  KREITNER : مدیریت عبارت است از فرآیندی برای حل مسایل مربوط به تامین هدف های سازمانی به نحومطلوب  از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر.

–  هنر انجام كار به وسيله‌ ديگران (فالت، 1924).

– فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم(فوستر، 1967).

– فراگرد هماهنگ‌سازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانلي و همكاران، 1971).

– فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان (استونر و همكاران، 1995).

– تعريف عملياتی (Operational definition)، مفهوم مديريت را با رعايت ملاكهاي عيني منوط مي‌سازد. از اين رو، اگر در موقعيتي ملاكهايي شامل فعاليت منظم و سازمان يافته، هدفها، روابط ميان منابع، انجام كار به وسيله‌ ديگران و تصميم گيري برقرار باشد، مي‌توان گفت در آن موقعيت، مديريت اعمال مي شود. (كلاندوكينگ، 1972).

–  مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی- سازماندهی- بسیج منابع وامکانات- هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

–  اصطلاح مدیریت بیانگر فرآیند رهبری و هدایت همه سازمان یا بخشی از آن از طریق به کارگیری منابع سازمانی (انسان، سرمایه های مشهود ونا مشهود) برای دستیابی به اهداف و رسالت سازمان می باشد.

–  مديريت مجموعه فرايندهايي است كه از طريق آنها منابع انساني و مورد نياز فراهم ميگردد و از طريق نفوذ بر رفتار و افراد در جهت تحقق اهداف سازمان اثربخش می گردد.

مديريت فرايند اجتماعي برنامه ريزي ، سازماندهي ، كارگزيني ،هدايت هماهنگي و كنترل در جهت تعيين وتحقق اهداف سازماني در يك محيط پوياست.

–  مدیریت عبارت است از هماهنگ کردن،رهبری وکنترل  فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدفهای مطلوب با حداکثر کارایی.

– مدیریت را می توان علم وهنر متشکل و هماهنگ کردن،رهبری وکنترل فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدفهای مطلوب با حداکثر کارایی.

– مدیریت فرایندی است که به وسیله آن کوششهای فردی و گروهی به منظور نیل به هدف مشترک هم آهنگ می شوند.

– مدیریت انجام دادن کارها بوسیله واز طریق دیگران.

–  مدیریت ممکن است به عنوان ایجاد وشناخت هدفها از طریق فعالیتهای هماهنگ تمامی افراد مربوط به انها تعریف شود. (  Human Resources Management,Demsond D.martin &Richard L. )

– سایمون مدیریت را هم علم می داند وهم هنر و معتقد است چنانچه مدیری دارای تجربه کافی برای تصمیم گیری باشد واز تکنیکها و روشهای علمی نیز استفاده کند،از موفقیت بیشتری در مدیریت برخوردار است.

–  لوتر گیولیک وظایف 7گانه ای برای مدیریت مطرح کرده است: برنامه ریزی، سازماندهی ، به کار گماردن ، هدایت ، هماهنگ کردن  ، گزارش کردن ، بودجه بندی .
–  برچ در کتاب معروف خود ”اصول مدیریت“مدیریت را در 4عنصر خلاصه کرده است: برنامه ریزی ، کنترل ، هماهنگی ، ایجاد انگیزه .
–  فایول نیز وظایف 5گانه برای مدیر مطرح کرده است که عبارتند از: برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت ، کنترل و هماهنگی .

۴- مديريت در لغت

اگر مديريت را به واسطه ادبيات مورد بررسي قرار دهيم خواهيم ديد که ” کلمه مدير از مصدر اداره است ( مدير به معناي اداره کننده ، اسم فاعل است مانند مقيم که به معناي اقامت کننده مي‌باشد)‌. کلمات مدير، مديريت و اداره در اصل از ماده دَوَرَ گرفته شده که مصدر آن دَوَران يعني گرديدن است. بدين ترتيب مدير به معناي گرداننده مي باشد. در صورتي که مديريت را به معناي گرداندن بگيريم شامل هر نوع مديريت در هر سطح مي گردد و آن وقت مي توان مفاهيمي چون رهبري ، هدايت و امامت را نيز از موارد شمول آن دانست ” [۲] . علاوه بر اينها مي توان دور دهنده ، مباشر ، رئيس ، سرکار،‌ کارگردان، کسي که اسناد رسمي و قباله را در محکمه قاضي اداره مي کند ، نيز در لغتنامه هاي فارسي ديد که مديره را تانيث آن قرار داده اند. مديريت را نيز مدير بودن معنا نموده‌اند.[۳]

 


[1] براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به منابع زير:

1-     شفريتز ، جي ام و استيون اوت ، جي « تئوري هاي سازمان : اسطوره ها » ترجمه دکتر علي پارسائيان ، انتشارات فرزانه ، ج 1، 1379.

2-       Claude S. George, JR. (1968) ” The History Of Management Thought” ( Printice-Hall, Inc.)

[۲] دکتر عبداله جاسبي « مباحثي از مديريت اسلامي – مجموعه مقالات » ج 1 ، مرکز انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي ، دوم ، 1380، ص 5.

[۳] علي اکبر دهخدا « لغتتنامه الکترونيکي دهخدا » انتشارات و چاپ دانشگاه تهران زير نظر موسسه دهخدا ، چاپ دوم ، 1380.

 فرست مطالب  مدیریت زمان

One thought on “مدیریت زمان 2- مدیریت چیست؟ 1 ( پیدایش -ریشه یابی – معانی و لفظ مدیریت )

  1. سلام اقای باراندوست
    جسارت شد
    ببخشید
    سلام استاد
    فکرنمیکردم وبلاگتون اینقدرنمکین باشه
    باخودم فکرکرده بودم
    بایه وبلاگ بالای دکتراروبرومیشم
    وبلاگتون عالیه
    خودتون هم چنین
    من دانشجوی حسابداری پیام نور ری هستم
    باعث افتخارمنه که تبادل لینک داشته باشیم

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

فیسبوکلینکدیناینستاگرامیوتیوبتلگرام