سفر به بندر عباس 1

بندر عباس را تا کنون دو بار آن هم به مناسبت انجام سفرهای کاری دیده بودم . بار سوم هم فرصت شد تا سفری آموزشی به آنجا داشته باشم تا بتوانم گروهی از هموطنانم را تحت آموزشهای تخصصی دانش مدیریت قرار دهم .  در این روزها شاهد پدیده جلبک قرمز هستند که موجب کشته شدن تعداد زیادی ماهی و میگو شده است . اگرچه هیچ فردی بدلیل مسمومیت ناشی از جلبک قرمز راهی بیمارستان نشده یا گزارشی دال بر این امر نداشته اند اما بدلیل بوی تعفن ایجاد شده در محیط و ایجاد سرگیجه و تهو در بین افراد – تعدادی از مدارس استان تعطیل شده اند و نگرانی خاصی بین مردم ( خصوصا کادر درمانی شهر که با آنها در تماس بودم ) دیده می شد .

این سفر برایم بدلیل آب و هوا و بیماری – سفری خاص گردید که به آنها اشاره خواهم نمود:
بندر عباس را تا کنون دو بار آن هم به مناسبت انجام سفرهای کاری دیده بودم . بار سوم هم فرصت شد تا سفری آموزشی به آنجا داشته باشم تا بتوانم گروهی از هموطنانم را تحت آموزشهای تخصصی دانش مدیریت قرار دهم . در این روزها شاهد پدیده جلبک قرمز هستند که موجب کشته شدن تعداد زیادی ماهی و میگو شده است . اگرچه هیچ فردی بدلیل مسمومیت ناشی از جلبک قرمز راهی بیمارستان نشده یا گزارشی دال بر این امر نداشته اند اما بدلیل بوی تعفن ایجاد شده در محیط و ایجاد سرگیجه و تهو در بین افراد – تعدادی از مدارس استان تعطیل شده اند و نگرانی خاصی بین مردم ( خصوصا کادر درمانی شهر که با آنها در تماس بودم ) دیده می شد .

این سفر برایم بدلیل آب و هوا و بیماری – سفری خاص گردید که به آنها اشاره خواهم نمود:

 

۱- مسیرها

بندر عباس شهری است طولی که در حاشیه تنگه هرمز کشیده شده است . خیابان اصلی شهر خیابانی بوده است که در کنار دریا شکل گرفته و سپس به فراخور رشد شهر به موازات آن نیز خیابانهای جدیدتر ساخته شده اند . اما به هر حال شهر کاملا کشیده شده است . می گفتند که طولی حدود ۲۰ کیلومتر دارد و عرضش از ۱.۵ کیلومتر تجاوز نمی کند .

۲- توریست

به دلیل بندری بودن شهر – ظرفیت و استعداد پذیرش تعداد فراوانی توریست را باید داشته باشد اما در روزهای حضور در آن چنین چیزی را در شهر ندیدم . تنها تعدادی معدود مهمان خارجی را مشاهده نمودم که آنهم در هتل و در رستوران بودند اما در سطح شهر کسی را ندیدم .

مانند آنچه در همدان و گیلان و سایر شهرها احساس نمودم کاملامشخص است که مردم ما هنوز به درک صحیحی از ظرفیتهای اقتصادی و تجاری پذیرش مسافر و توریست ( داخلی و خارجی ) نرسیده اند . همین مردم هم که در مقام مسئول یک شهر قرار میگیرند نیز همان دیدگاه خام  را در مورد توریست دارند . بنابر این چندان ظرفیتی برای پذیرایی از مهمانان خارجی نمی بینیم .

در قیاس با کشورهایی که هزاران دلار خرج می کنیم تا آنها را ببینیم و رفتاری که از مردم آن سرزمینها شاهدیم – برایم درآور است که به این منبع غنی ایجاد درآمد و اشتغال در کشور غفلت ( نه کم توجهی – نه بی اعتنایی – نه کم لطفی بلکه غفلت ) شده است . ( امید که مسئواین جنجالی ایران گردی بتوانند در این باب هم تحرکی جدی در کشور ایجاد نمایند )

۳-اطلاعات در مورد سفر به بندر عباس

به عادت همیشه پیش از سفر جستجویی اینترنتی انجام دادم . چیز چشم گیری دست نیامد تا در مورد بندر عباس بدانم .

۴- دیدنیهای بندر عباس

درختان نخل در شهر چشم نواز اند و بسیار خود نمایی می کنند . در بخشهایی از شهر که به آنها رسیدگی شده است – منظره شمشادها که بطور منظم کاشته و هرس شده اند بسیار جالب است .

دیدن ساحل دریا – شنیدن صوت امواج – مشاهده نمای دور جزیره قشم و جزیره هرمز در روزهای صاف و نمای چراغهای روشن این جزایر در شب دیدنی است .

ردر این روزها بارانی لذت بخش در شهر بارید که قدم زدن در آن انسان را مشعوف می نمود. بغیر از آبزیان – سبد بافی و کار روی لباس زنانه مهمترین سوغاتی شهر استان هرمزگان است . تنها موزه ای که توانستم ببینم – حمام گله داری بود که در حال تعمیر و ساخت بود . امیدوارم کامل شود و متناسب با شان این شهر و ظرفیت پذیرش توریست ان طراحی گردد.

فرصت دیدن طلوع و غروب خورشید از خلیج زیبای فارس را بدلیل خواب ناشی از خستگی سفرو تاخیر طولانی پرواز و ابری شدن هوا از دست دادم . امیدی که با ناراحتی فراوان به نا امیدی تبدیل شد .

هتل هرمز که هتلی بزرگ است خود می تواند یکی از جازبه های شهر باشد . خاصه انکه حیاطی دیدنی برای ان طراحی و ساخته شده و یا سک پل عابر پیاده به ساحل متصل شده است . چشم انداز شبانگاهی این هتل با نورپردازی هوشمندانه اش هم تحسین بر انگیز است .

بازار ماهی فروشها را برای بار دوم ( البته اینبار هم در عصر و هنگام ساعات کم کاری بازار ) دیدم . سکوهایی در آن تعبیه شده که فروشندگان ماهیها و آبزیان خود را روی آن می گذارددند.

در کنار ساحل – سکوهایی سیمانی ساخته شده است که امروزه برای قلیان کشیدن روی آنها می نشینند . شاید هم مرکز بزهکاریهای مهم دیگری نیز باشد .

در سطح شهر به راحتی می شد کارتن خوتبها و معتادین را مشاهده نمود.

پوشیدن پیراهن مشکی توسط پسران جوان ( حدود ۱۸-۲۲ ساله ) توجه بر انگیز بود .

 

ادامه در :

سفر به بندر عباس 2

سفر به بندر عباس 3

 

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *