تاخیر پرواز به دلیل “ترافیک هوایی”

وقتی همسرم پشت تلفن گفت :” پروازمون به خاطر ترافیک هوایی یک ساعت و نیم تاخیر داره” بلافاصله با خودم حساب کردم که ۲۱:۳۰+۱٫۵= ۲۳ شب.آنوقت همه خستگی روز دوباره در جسمم آوار شد. روز سختِ پرجلسه ای که با یک مطب دندانپزشکی هم تمام کرده باشی، اثر بی حسی رفته باشد و درد دندان درکنار قیژقیژ صدای مته دندان پزشکی ( که هنوز در جمججه داشتم ) سمفونی ناکوکی بود که با محاسبه زمان جدید پرواز ، به اوج رسیده بود.
ساعت ۲۳ یعنی پرواز باید خوشبینانه ساعت ۲۴۰۰ یا ۰۰۱۵ تهران باشد و تا تشریفات پیاده شدن انجام شود ……
همه این ها در پس یک عبارت ” بدلیل ترافیک هوایی ” .
اندیشیدم
۱- هنوز خطوط هواپیمایی نمی دانند معنی واقعی ترافیک هوایی چیست یا آنقدر روی زمین دروغ ” ببخشید ترافیک بود ” را برای توجیه تاخیر حضور در جلسات گفته اند که فکر می کنند روی هوا هم همین عبارت ، کاربرد دارد.
۲- برنامه ریزی پرواز موضوعی لحظه ای نیست .اصول پرواز هواپیماها با مسافر کش های سر خیابان فرق دارند که ندانند پروازشان چه ساعتی ، تحت چه شرایطی انجام می شود.
تعداد مسافر معلوم است، تعداد بلیط فروخته شده معلوم است، تعداد صندلی آماده پرواز معلوم است، تعداد پرواز های ورودی و خروجی معلوم است، تعداد …. معلوم است ، … معلوم است ، … معلوم است ، …. معلوم است ….. در این شرایط موضوعی دیگر هم که نمایان می شود :ناتوانی و ناشایستگی سیستم هوایی در برنامه ریزی است.
۳- گاهی می خوانم که در فرودگاه هیترویت هر ۳۰ثانیه یک پرواز ورودی یا خروجی دارند یا فرودگاه دوبی هر دقیقه یک پرواز ورودی و خروجی دارد یا فرودگاه ….
آنوقت چه اعتماد به نفس کاذبی و یا خودبزرگ بینی (شایدبیمارگونه ای)  است که بگویند ” هنر نزد ایرانیان است و بس” .
۴-عزیزی یکبار گفت و به خاطر سپردم که پرفسور راسل ایکاف گفته است:” اگر فقط ۱۰ درصد اطلاعات (برای کارتان) داشته باشید، می توانید برنامه ریزی کنید”.
۵– مهمترین منابع سازمان، نیروی انسانی است .سازمان های فاقد نیروی مناسب، نتایج خوبی هم بدست نمی آورند.

 

پایان تعطیلات نوروزی

در مدیریت آموخته ام که پیش از هر رویدادی “‌پیش بینی ” و “‌برنامه ریزی”‌ کنم و پس از آن “‌ارزیابی ” .

مدیریت زمان هم به طبع مدیریت بودنش چنین توصیه ای دارد .

بعد از نزدیک به بیست روز ” تعطیلات نوروزی” وقتی ارزیابی می کنم که چه کارهایی انجام داده ام ، در کنار امور جاری ، دید و بازدیدها و خواب های ناز این ایام ، دانه درشت هایش می شود:

– مشاهده  و ادیت ۳۰ عدد سی دی نمایشی ( مدتی است که برای کاربرد های آموزشی ، فیلم هایی که می بینم و ارزش آموزشی دارند را با استفاده از نرم افزار برش زده و آماده استفاده در کلاسها و سخنرانی هایم می کنم )

– بازدید از بعضی نقاط دیدنی شهر تهران :

— پارک ملت

— پارک چیتگر

— پارک  لتمان کن

— موزه دفاع مقدس

— اراضی عباس آباد ( پارک آب و آتش ، پارک  بنادر ، پارک نوروز ، بازار گل و … )

— ری گردی ( بازار ری ، زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و امامزاده عبداله ، مزار آیت اله فیروز آبادی و جلال آل احمد ،‌ برج طغرل )

— برج میلاد ( دوبار )

— پیاده روی در بام تهران ( دوبار )‌

— مطالعه  سه  و نیم ( یک کتاب نیمه تمام ) عنوان کتاب

— مطالعه چهار مجلد از ویژه نامه های نوروزی روزنامه ها

— شرکت در دو جلسه کاری

 

و از همه مهمتر ، یافتن منزلی که در آن به دنیا آمدم : تهران ، خیابان مولوی کوچه ارشدی ( شهید ارشدی ) .

 

اگرچه فکر می کنم بیش از این باید تلاش می کردم و البته همچنان ده ها کار باقی مانده پیش رو دارم اما خدا را صد هزار مرتبه شکر