بایگانی دسته: سخنرانی ها و کارگاه های آموزشی

سرم سازی رازی

اقتضای شغلی افرادی امثال من ایجاب می کند تا با موسسات و مشاغل مختلفی آشنا شوند و همکاری نمایند .

اینبار فرصتی دست داد تا در آخرین روزهای سال ۱۳۸۸ به موسسه تحقیقات و سرم سازی رازی در حصارک کرج دعوت شوم و بروم .

این موسسه تحقیقاتی در حدود سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۰تاسیس شده است . مجموعه ای بسیار وسیع که با درختانی که امروز سن ۷۰ – ۸۰ ساله آنها زیبایی خاصی به محیط داده است .

به اصرار بنده و لطفی که داشتند از بخش مارهای سمی آنجا که بصورت موزه مانند هم ساخته شده است ، بازدید نمودم :

 

موارد موجود در این بخش را می توان به پنج بخش تقسیم نمود:

۱-      انواع پوسترها : شامل پوستر آناتومی مار ، آناتومی زنبور ، آناتومی عقرب ، آناتومی رتیل و …

 

۲-      انواع مارهای زنده : که در فضایی داخل زمین ساخته شده است و بیننده می تواند از بالا آنها را مشاهده نماید .

 

 در این محیط شرایط به نحوی است که مارها می توانند زیر نور آفتاب گرم شوند ، رطوبت آب را داشته باشند

 ، زیر صخره ها پنهان شوند ،

و روی آنها لم بدهند .

 

در این قسمت می توان مارهای کبری ، جعفری و شاخدار را دید.

 

۳-      موجودات داخل الکل : انواع مارها ، حشرات و ماهی ها را به اشکال مختلف در الکل نگهداری می کنند

که عمر بعضی از این شیشه ها بالغ بر ۴۰ – ۵۰ سال است .

علاوه بر اینکه می توان مارهایی را مشاهده نمود که برش خورده اند و داخل شکمشان باز شده و می توان نحوه قرار گیری تخم در بدن

 

 

و غذا در بدن مارها را مشاهده نمود .

۴-      اسناد قدیمی که نشان دهنده قدمت این مجموعه تحقیقاتی معظم است و تاریخی نزدیک به ۸۰ سال را نشان می دهد .

۵-      حیوانات تاکسیدرمی شده : این بخش هم تعدادی از انواع مار را بصورت تاکسیدرمی شده می توان دید

که باید به آنها اسکلت مارها را نیز اضافه نمود .

این نوشته در سخنرانی ها و کارگاه های آموزشی٬ سفرو عکاسی به تاریخ توسط منتشر شد.

اولین کنفرانس ملی چالش های اثربخشی آموزشی

اولین کنفرانس ملی چالش های اثربخشی آموزشی توسط گروه تخصصی مشاوره دیبا برگزار گردید.
بنده نیز در آن کنفرانس سخنرانی داشتم .

سایت کنفرانس

مشـاهده و دریــافت عـکـس هـایی از کنفرانس

 

حافظ با عطر بهارنارنج

همیشه اولین شامگاه حضور در شیراز با حضور در محضر حافظ تلطیف و دلچسب نموده ام .

محیط حافظیه با آن زیبایی گل و گیاهش ، استماع ترنم تصانیف اشعار حافظش و حظ بصری معماری باشکوه آن به خودی خود توصیف ناپذیر است .

تا چه رسد به اینکه

در اردیبهشت ماه در آنجا حضور یابید و به همه این زیبائیها ، استشمام عطر دلنشین شکوفه های بهار نارنج هم افزوده گردد

فقط خود حضرت حافظ می تواند چنین محیطی را تصویر و توصیف نماید .

فهرست دوره های آموزشی

بارها و بارها توسط دوستانی که با من در ارتباط هستند مورد سئوال قرار می گیرم که بغیر از دروس رسمی دانشگاه در رشته مدیریت – چه دروس یا دوره هایی را برگزار می کنم .

در پاسخ به این بزرگواران و سایر عزیران فهرست دوره های آموزشی که تنظیم نموده ام را در ادامه آورده ام .

تذکرا هم اشاره کنم که سایر دوره ها را نیز می توانم برای سازمانها و شرکتها متناسب با درخواست و ویژگیهای خاص آن شرکت طراحی کنم .
ادامه‌ی خواندن

سمینار آموزشی Telephone manner

بنا به دعوت دپارتمان مدیریت بین الملل مجتمع فنی تهران ، سمیناری آموزشی با عنوان Telephon manner  برگزار نمودم . در هنگامی که در اولین تماس ، دوستان درخواست برگزاری چنین سمیناری را نمودند چند لحظه تامل کردم . سپس به خاطر آوردم که تماس تلفنی چقدر دارای اهمیت ایت و چگونه اولین تواس مشتری با سازمان اسن . همچنین به یاد آوردم که چقدر از پاسخگوئی های تلفنی موسسات گله دارم .

در ضمن به یاد آوردم که در شرکت بوتان هم مشابه این کار در حدود ۷-۸ سال قبل انجام داده بودم .

لذا پذیرفتم و کلاسی با عنوان مذکور برگزار نمودم .

یکی از کلاسهای بسیار مفید و جالب بود . امیدوارم که مستمعین هم چنین لذتی را برده باشند .

 

آخرین کلاس ترم

نیمسال دوم ۸۶-۸۷ نیز امروز به پایان  رسید. بر منوال تمامی ترمهایی که در دانشگه تدریس داشته ام  ِ دقایقی را صرف بیان دیدگاه های شخصی خود و به اشتراک گذاردنشان با دانشجویان سپری کردم.

۱- یادآوری کردم که به احترام وقت ِ حوصله ِ انرژی و هزینه ای که در ترم صرف کرده  اند تا بیاموزند  ِ هیچگاه  و هیچ دقیقه ای را صرف بیکاری و بیحاصلی یا به تعبیری وقت گذرانی در کلاس نکردم . تامی ایام را کاملا جدی نگریستم و جدی برگزار کردم . حتی اگر شوخی هم در کلاس نمودم  ِ جای آن شوخی بود و باید برای رفع خستگی کلاس شوخی می کردم.

خواهشم از دانشجویانم این است که در هر کاری که هستند آن را جدی بگیرند .

۲- تاکید کردم که بسیار از این ترم لذت بردم . چراکه توانستیم همگی با  کمک هم شیوه آموزش الکترونیک را تجربه کنیم و نشان دهیم که نیازی نیست تا حتما در کلاسهایی خاص ثبت نام صورت  پذیرد و شهریه ای آنچنانی پرداخت گردد تا از طریق شیوه آموزشی مدرنی به دانشجویان آموزش داده شود . کمی همدلی و تلاش استاد و داشجو موجب می گردد تا در تهران هم شیوه های مدرن آوزشی را بتوان تجربه کرد.

این خوشحالی من از آن جهت بود که چند سالی است که چیدمان مرسوم  کلاسها یعنی چیدمان سینمایی را نیز از بین برده ام و دانشجویان بر اساس نیمدایره در کلاس می نشیندد و حتی در مواردی چالشهای علمی مفصلی بین آناندر می گیرد و سعی می کنم تا این چنین جلساتی راصرفا رهبری نمایم .

حال توانستیم تا نمودی از آموزش الکترونیک را تجربه کنیم .

کارگاه آموزشی کار تیمی و کار گروهی

بنا به دعوت یکی از معاونین دانشگاه اراک در تاریخ اول خرداد ماه یک کارگاه  آموزشی کار تیمی و کار گروهی برای مسئولین کانونهای فرهنگی آن دانشگاه برگزار نمودم. این کارگاه به لحاظ شیوه آموزش و تازگی مطالب بسیار مورد توجه دانشجویان قرار گرفت . اگرچه حاشیه هایی نیز داشت که متاسفانه در بیشتر موارد در موسساتی که به آنجا دعوت می شویم مشاهده می کنم :
۱-  اگرچه موسسات و سازمانهای دعوت کننده در طول این سالها سعی می کنند تمامی احترامی که باید به اساتید بگذارند را به نحو شایسته بجا آورند اما در نهایت کار را به عده ای راننده واگذار می کنند . رانندگان هم اگر چه قشری زحمت کش هستند اما عموما از سطح آموزشی و شناختی پائینی برخوردارند و در برخوردبا اساتید معمولا آنچه مشاهده  می کنم چهره توهین پیدا می کند . گاه احساس می کنم که مسافر را بیشتر به یک گونی که بار زده اند و باید جایی آن را از ماشین پائین بیاندازند شبیه می کنند . در نتیجه بیشترین ناراحتی رااز جانب انها داشته ام  . این مساله در نهایت به نام آن موسسه متصل می شود و در خاطر اساتید آن ناراحتی با نام آن موسسه پیوند می خورد.
۲- قرار بود طبق برنامه حدود ساعت ۱۲-۱۲.۵ برسیم اما حدود ۲.۵ شب رسیدیم  .  ببینید که باید ساعت ۲.۵ بامداد برسم . بخوابم . فردا ( یعنی چند ساعت  بعد ) کاملا سر حال و خندان و بدون هیچ کسالتی سر کلاس حاظر باشم.
۳- با وجودی که از یکی دو روز قبل تمامی امکانات لازم برای کارگاه را اعلام کرده بودم و  برگزار کنندگان هم اعلام کردند که همه چیز آماده است اما در کمال ناباوری مشاهده کردم که تا ساعت ۱۰ کلاس معطل ماند تا امکانات مهیا شود. به نقل از یکی از دانشجویان شنیدم که رئیس دانشگاه کتبا به واحد مربوطه دستور داده اما آن واحد استنکاف  نموده است!!!!
در ادامه این تعجب اینکه یکی از مسئولین دانشگاه که  برای حل مشکلات ناشی از بینظمی و عدم هماهنگی موجود در آن دانشگاه  خطاب به من گفت که ” من خیلی سرم شلوغه و نمی تونم به این مسائل بپردازم” تازه اینجا بود که فهمیدم که ایشان بسیار مشغول هستند و من یک آدم یه لا قبای علاف و بی کارم که همینجوری و بدون دعوتنامه ازآن  دانشگاه سر در آورده ام و تمایل داشته ام تا ۲.۵ – ۳.۵ شب در استاد سرای ایشان با خود کلنجار بروم تا به زور خوابم ببرد و صبح بتوانم بنا بر عهدی که با ایشان گذاشته ام – سرحال  – کلاسی خوب را برای دانشجویان برگزار کنم .
از جمله حکیمانه ایشان بسیار کیفیدم ( یعنی کیف کردم که نادانی و بیسوادیم را به من یاد آوری نمود.از شما هم می خواهم رفتار ایشان را با آن رانندگان اصلا قیاس نکنید . مسئولین گاه بسیار گرفتارند و ما بیکاروالدوله هستیم !!!!!!!!!!!! )
۴- با وجود مسائلی که به آنها اشاره داشتم مشاهده کردم که دانشجویان بطور خود جوش تمام تلاش خود را داشتند تا کمبودها در اسرع وقت بر طرف شود . اگر این تلاش را مشاهده نمی کردم عملا قطعا وسایلم را جمع می کردم و سریعتر به تهران میرسیدم تا زمان علاف بودنم را در شهر خودم سپری کنم .

کارآفرینی و کار تیمی

به دعوت گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین سفری به این واحد داشته و سخنرانی با عنوان ” کارآفرینی و کار تیمی ” برایشان داشتم .

این اولین سفر من به دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین بود. از این رو بعضی از نکات برایم تازگی داشت :

 
ادامه‌ی خواندن

سفر به گیلان ۲

مسئولین برگزاری همایش تلاش بسیاری انجام دادند . شاهد هماهنگی های بسیاری برای آن بودم . تنها نکته مهمی که در آن وجود داشت قصور یا بهتر است بگویم بی دقتی در درج نام در تهیه بلیط هواپیما بود که در هنگام بازگشتم می توانست مساله ساز باشد. در عجبم که چگونه است در ایران هیچکار بی عیب و نقصی نمی توانم ببینم.

پس از حضور در دانشگاه وسالن همایش مواجه با خبرنگاران صدا و سیمای مرکز رشت شدم که در خواست مصاحبه داشتند. با همه احترامی که برای شغل این بزرگواران دارم اما به دلایل شخصی و خیلی محترمانه از انجام مصاحبه طفره رفتم.

سخنرانی را که همراه با  شوخی و تعامل با دانشجویان نموده بودم به خوبی پیش بردم تا پایان زمان مقرر و سپس به پرسش و پاسخ رسیدیم.

سئوالات همگی نشانگر چند نکته مهم بود:

۱- واهمه دانشجویان از شروع یک کار جدید

۲- کمبود دانش و اطلاعاتشان از تاسیسی شرکت  – در عین حال که به خوبی مشخص است که مشاوران مطلعی نیز در اختیار ندارند. اطلاعاتی که از مشاوران احتمالی دریافت نموده بودند همگی موجب افزایش ترسشان شده بود.

۳- دانش لازم برای جستجو در اینترنت و زبان انگلیسی مناسب برای درک مطلب را نداشتند.

 

همچنین نگاه  کنید به:

سفر به گیلان ۱

سفر به گیلان ۳

سفر به گیلان ۴

 

سفر به گیلان ۱

بنا به دعوت  مرکز کارآفرینی دانشگاه گیلان برای ایراد یک سخنرانی به این دانشگاه در روز ملی کاآفرینی دعوت شدم.

فرصتی بود تا این سفرکاری را به یک سفر تفریحی تبدیل نمایم لذا از مدعوین خود درخواست نمودم تا برای همسرم نیزبلیط تهیه کنند .

در چند پست در این باره خواهم نوشت.

همچنین نگاه  کنید به:

سفر به گیلان ۲

سفر به گیلان ۳

سفر به گیلان ۴