تعیین ارتباط میان اجتناب از پرداخت مالیات با عملکرد و وجوه نقد نگهداری شده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده:

هدف اصلی این تحقیق « تعیین ارتباط اجتناب از پرداخت مالیات با عملکرد و وجوه نقد نگهداری شده در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴» بود که در این راستا اجتناب از پرداخت مالیات به عنوان متغیر مستقل و معیارهای ارزیابی عملکرد مالی (نرخ بازده داراییها، نرخ بازده سالانه سهام، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و نسبت جریانات نقدی آزاد به عنوان متغیرهای وابسته می باشند. اندازه شرکت و اهرم مالی نیز به عنوان متغیرهای کنترل می باشد.

به طور کلی روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است.

نتایج تحقیق نشان داد ارتباط مستقیم و معناداری بین اجتناب از پرداخت مالیات با معیارهای ارزیابی عملکرد، وجوه نقد نگهداری شده و اندازه شرکت وجود دارد. ارتباط بین اهرم مالی و اجتناب از پرداخت مالیات معکوس و معنادار می باشد.

Abstract:

The main objective of the study “The relationship between tax avoidance and performance and cash held at listed companies in Tehran Stock Exchange during 1390 to 1394,” which in this context to avoid paying tax as an independent variable and performance evaluation criteria financial (rate of return on assets, return on average equity, economic value added, market value added, and the ratio of free cash flow are as dependent variables. the size of the company’s and financial leverage are control variables.

In general, the statistical method used in this study is correlational and multiple regression. The results showed significant correlation between tax avoidance and performance evaluation criteria, cash holdings and the size of the company. The correlation between financial leverage and avoid paying taxes is negative and significant.
 

 

فضای خدمات شهری ، جهت گیری خدمات و کیفیت خدمات بر رضایت مشتریان

چکیده:

هدف این پژوهش بررسی تاثیر فضای خدمات شهری ، جهت گیری خدمات و کیفیت خدمات بر رضایت مشتریان شرکت ارتباطات سیار می باشد. در این راستا ضمن مروری بر مفاهیم فضای خدمات شهری ، کیفیت خدمات و جهت گیری خدمات، با استفاده از روش رگرسیون به بررسی تاثیر فضای خدمات شهری ، جهت گیری خدمات و کیفیت خدمات بر رضایت مشتریان پرداختیم. .جامعه آماری این پژوهش شامل مشتریان شرکت ارتباطات سیار استان تهران می باشد که تعداد آنها حدود۲۰۰۰ نفر برآورد شده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی مربوط به تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود ۳۲۲ نفر تعیین گردیده است که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها در این تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است که روایی آن به صورت روائی محتوا توسط خبرگان و روائی سازه و ساختار توسط تحلیل عاملی تائیدی مورد تائید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است . به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از آزمون های کلموگروف- اسمیرنوف،جهت تست نرمالیته و از آزمون رگرسیون جهت آزمون فرضیات استفاده شد. نتایج نشان داد فضای خدمات شهری ، جهت گیری خدمات و کیفیت خدمات بر رضایت مشتریان تاثیر مثبت و معناداری دارد.

Abstract

The purpose of this study was to investigate the impact of urban services space, service orientation and service quality on mobile phone company customers’ satisfaction. In this regard, by reviewing the concepts of urban services space, service quality and service orientation, using the regression method, we investigated the impact of urban services space, service orientation and service quality on customer satisfaction.

The statistical population of this study consisted of customers of mobile communication company of Tehran province, whose number is about 2000 people. The sample size was determined by using Morgan Crujcy’s table for determining the sample size in limited societies of 322 people. Using random sampling method, Simple to choose.

A questionnaire was used to collect the data. The validity of the content was verified by the experts and the validity of the structure and structure was verified by a confirmatory factor analysis and its reliability was confirmed using the Cronbach’s alpha coefficient. In order to analyze the data, Kolmogorov-Smirnov tests were used to test the normality and regression tests were used to test the hypotheses. The results showed that the urban services space, service orientation and service quality have a positive and significant effect on customer satisfaction.

 

نقش بازاریابی اینترنتی بر رشد صنعت توریسم (موردمطالعه: آژانسهای هواپیمایی شهر تهران)

چکیده

در طول چند دهه اخیر نشان داده‌شده است که از اینترنت می‏توان به‌عنوان یک وسیله تسهیل‌کننده عناصر بین‏المللی شدن مانند جمع‌آوری اطلاعات و فرصت‌های شبکه استفاده کرد. اگرچه هنوز درک محدودی از چگونگی استفاده از اینترنت برای قابلیت‏های بازاریابی که موجب رشد شرکت‏ها در بازارهای بین‌المللی می‏شود وجود دارد.

هدف از این مطالعه، بررسی نقش بازاریابی اینترنتی بر رشد صنعت توریسم (موردمطالعه: آژانس‏های هواپیمایی شهر تهران هست. در این تحقیق با استفاده از روش آزمون رگرسیون، تحلیل مسیر و مدل‌سازی معادلات ساختاری بر اساس یک مدل مفهومی از قابلیت‏های بازاریابی اینترنتی و رشد بازار بین‌المللی به بررسی فرضیات تحقیق می‏پردازیم.

در بررسی تأثیرات متغیرها بر همدیگر به این نتیجه رسیدیم که بازاریابی اینترنتی با استفاده از متغیر میانجی قابلیت‏های شبکه تأثیر زیادی بر رشد صنعت توریسم دارد.

Abstract

 

Over the past few decades, it has been shown that the Internet can be used as a facilitator for internationalization elements such as information gathering and networking opportunities. However, there is still a limited understanding of how to use the Internet for marketing capabilities that spur the growth of companies in international markets.

 

The purpose of this study was to investigate the role of Internet marketing on the growth of tourism industry (Case study: Airline agencies in Tehran). In this research, using regression test, path analysis and modeling of structural equations based on a conceptual model of capabilities Internet marketing and the growth of the international market look at the research process.

 

In examining the effects of variables, we conclude that Internet marketing has had a great impact on the growth of the tourism industry by using the intermediary variable of networking capabilities.

 

ارائه مدل ریاضی چند هدفه قیمت گذاری پویا برای محصولات مرجوعی در زنجیره تامین معکوس با استفاده از الگوریتم ژنتیک

در طول دهه گذشته، فشارهای شدید از الزامات محیط زیستی و اجتماعی، منجر به طراحی یک شبکه لجستیک معکوس شده است. در این پژوهش، ما در مورد مسئله طراحی و برنامه ریزی یک شبکه مستقیم / معکوس چند دوره ای، چند کالا و یکپارچه روبرو هستیم. سطوح این شبکه شامل تولید کننده، توزیع کننده، مشتری به صورت مستقیم و مراکز جمع آوری و بررسی و جداسازی و همچنین دفع در مسیر معکوس می شود. محصولات مرجوعی بر اساس کیفیت و قیمت جمع آوری دسته بندی می شوند. علاوه بر این، نظر اصلی شرکت ها توجه به این که ارزش باقیمانده در محصولات مورد استفاده، انگیزه کلیدی شرکت برای خرید آنها از مشتریان است، یک روش قیمت گذاری پویا و بر اساس آن، درصد محصولات بازگشتی از مناطق مشتری برای تعیین قیمت خرید برای این محصولات طراحی شده است. یک برنامه ریزی خطی عدد صحیح به منظور در نظر گرفتن رویکرد قیمت گذاری پویا برای محصولات مورد استفاده، پیکربندی شبکه های مستقیم / معکوس شبکه همگام سازی شده است. اهداف مدل کمینه کردن انواع هزینه های مدل از جمله خرید و حمل و نقل و تولید و … است. مدل ارائه شده توسط حل کننده CPLEX  برای آزمون حل شده است. به علت پیچیدگی مسئله ناشی از محدودیت زیاد و ابعاد وسیع، این پژوهش از نوع NP-Hard  بوده است نتایج محاسباتی هر دو روش با هم مقایسه شده است. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل حساسیت برای نشان دادن عملکرد مدل پیشنهادی انجام شده است

Abstract

During the last decade, the stringent pressures from environmental and social requirements have spurred an interest in designing a reverse logistics network. In this paper, we address the problem of designing and planning a multi-period, multicommodity and capacitated integrated forward/reverse logistics network. Returned products are categorized with respect to their quality levels, and a different acquisition price is offered for each return type. Furthermore, the reservation incentive of customers, the expected price of customers for one unit of used product described by uniform distribution, is applied to model the customers’ return willingness. Due to the fact that the remaining worthwhile value in the used products is the corporation’s key motivation for buying them from customers, a dynamic pricing approach is developed to determine the acquisition price for these products and based on it determine the percentage of returned products collected from customer zones. The used products’ acquisition prices at each time period are determined based on the customers’ return willingness by each collection center. A novel mixed-integer linear programming is developed to consider dynamic pricing approach for used products, forward/reverse logistics network configuration, concurrently. The presented model is solved by commercial solver CPLEX and Genetic Algorithm for some test problems. Because of having colmplexity, This Model is NP-Hard, Computational results of two ways are compared. In addition, sensitivity analysis is conducted to show the performance of the proposed model.

یک روش ترکیبی با روش شناسی SWARA و GRA اصلاح شده جهت انتخاب تأمین کننده در محیط چابک (مطالعه موردی: گروه صنعتی پاکشو)

چکیده

زنجیره تأمین چابک در محیط کسب و کار امروز که با سرعت زیادی در حال تغییر است، به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک مزیت رقابتی بالا با اهمیت است. انتخاب تأمین کننده یکی از جذاب ترین مسائل برای مدیریت زنجیره تأمین چابک است، که اخیراً توسط پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفته است. در بازار رقابتی نیاز مبرم به توسعه و بهبود انعطاف پذیری و نیز پاسخ گویی سازمان وجود دارد. با توجه به گستردگی عوامل، روند انتخاب گزینه مناسب یک کار دشوار است. در این تحقیق، از یک روش ترکیبی برای انتخاب تأمین کننده در محیط چابک استفاده شد و بر اساس ۵ معیار از جمله عملکرد، هزینه، انعطاف پذیری، تکنولوژی و سرعت مورد بررسی قرار گرفت.

در فرآیند تصمیم گیری این پژوهش از روش SWARA برای تعیین اهمیت هر معیار و از تئوری خاکستری برای رتبه بندی استفاده شد. به طور دقیق تر، از روش SWARA برای محاسبه وزن و اهمیت هر معیار و از تئوری خاکستری برای رتبه بندی معیار های وزن داده شده استفاده شده است.

در نهایت، یک مطالعه موردی در شرکت پاکشو انجام شد. در این مطالعه برای رتبه بندی اولیه و غربال گری زیر معیار های ابتدایی، از واحد مهندسی صنایع و برای تکمیل پرسش نامه طراحی شده از واحد کنترل موجودی و مهندسی صنایع شرکت پاکشو بهره برداری شد.

در آخر، مدلی برای ارزیابی و انتخاب بهترین گزینه به منظور کمک به مدیران زنجیره تأمین و همچنین ارائه راهکار ها و پیشنهاد هایی پرداخته شده است.

 

تبیین مدل حداکثرسازی راندمان سیستمهای تولید با استفاده از عملکرد تیم کاری انسان – ربات

چکیده

 

بسیاری از سازمانها به ویژه در کشورهای در حال توسعه با انجام سرمایه گذاری‌های گسترده، به دنبال ارتقاء و افزایش بهره‌وری و در نتیجه دست یابی به رشد و توسعه اقتصادی هستند. در صنعت روش‌های فراوانی به منظور افزایش راندمان و به تبع آن افزایش بهره‌وری سیستمهای تولید به کار گرفته شده است. اصولی جهت کاهش ضایعات، ایجاد تعهد در کارکنان، استفاده از استعدادهای بالقوه، ایجاد انگیزه و دادن امتیاز به کارکنان، استفاده از ابزارهائی چون اصول ۱۴ گانه ادوارد دمینگ، نظام ۵ اس، نوبت کاری (شیفت)، ارزیابی مستمر عملکرد کارکنان و ….

همچنین به منظور افزایش سودآوری که رابطه مستقیم با بهره‌وری دارد، از اتوماسیون خطوط تولید استفاده گردیده است. بدین منظور استفاده از ربات با دو خصوصیت ممتاز آن یعنی قابلیت تغییریابندگی و قابلیت انطباق با محیط کار، به جهت امکان انجام وظایف گوناگون بسیار پر رنگ گردیده است.

تمرکز بر تشکیل تیم کاری ما بین انسان و ربات به منظور دستیابی به حداکثر راندمان مورد انتظار از یک سیستم تولید از جنبه‌های نوآورانه این تحقیق می‌باشد.

معیارها و شاخصهای استفاده از ماشینهای اتوماتیک در خطوط تولید، مانند کیفیت ثابت محصول، سرعت انجام کار، دقت بالای پردازش، برنامه پذیری، ساعات کاری بیشتر، قابلیت انطباق با محیط، پذیرش ریسک و … باعث استفاده روزافزون از این قبیل ماشینهای اتوماتیک و رباتهای قابل برنامه‌ریزی گردیده است.

انسان به عنوان مخلوق ربات، می تواند با برنامه‌ریزی آن مطابق با نیازمندی سیستم، راه دستیابی به هدف تیم را هموار سازد. همپوشانی انسان و ربات در یک تیم کاری منجر به افزایش کارائی و اثربخشی گردیده و در نهایت راندمان و بهره وری سیستم افزایش می یابد.

 

Many organizations, especially in developing countries with large-scale investments, are looking to upgrade and increase productivity. And as a result are looking to achieve economic growth and development.

In order to increase profitability is directly related to productivity, automation of production lines have been. For this purpose, the robot has two distinctive features of the Sustainability and the ability to adapt to the work environment, in order to allow you to perform various tasks is very strong.

We focus on team-work between human and robot in order to achieve maximum efficiencies expected from innovative aspect of this research is a production system.

Man as a creature of the robot can be programmed according to the system requirements, and pave the way to reach the target.

Overlap of humans and robots in a team and finally lead to increased efficiency and effectiveness and increases productivity.

 

بررسی تاثیر مکانیسمهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود و میزان نقد شوندگی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴

چکیده:

هدف اصلی این تحقیق « بررسی تأثیر مکانیسم های حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود و میزان نقدشوندگی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹ بود که در این راستا مکانیسم های حاکمیت شرکتی (مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، تخصص مالی هیئت مدیره و درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره) به عنوان متغیرهای مستقل مدیریت سود و میزان نقدشوندگی نیز به عنوان متغیر وابسته می باشند. اندازه شرکت نیز به عنوان متغیر کنترل می باشد. نمونه اماری تحقیق ۹۱ شرکت بورسی می باشد. روش گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش رگرسیون چندگانه است.

نتایج تحقیق نشان داد مکانیسم های حاکمیت شرکتی (مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، تخصص مالی هیئت مدیره و درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره) بر مدیریت سود تأثیر معکوس و معناداری دارند. مالکیت مدیریتی و تخصص مالی هیئت مدیره بر میزان نقدشوندگی سهام تأثیر معکوس و معناداری دارند. مالکیت نهادی و درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره بر میزان نقدشوندگی سهام تأثیر مستقیم و معناداری دارند.

Abstract:
The main purpose of this study, “The Effect on earnings management mechanisms of corporate governance and liquidity in listed companies in Tehran Stock Exchange during the years 1390 to 1394,” which in this context, corporate governance mechanisms (institutional ownership, managerial ownership, financial expertise and the percentage of non-executive board members of the board of Directors) as independent variables profit and liquidity management as well as their dependent variable. As well as the control variable is the size of the company.
The sample is 91-stock Company. Data collection method is library and financial statements. Multiple regressions are a statistical method used in this study.

The results showed that corporate governance mechanisms (institutional ownership, managerial ownership, financial expertise of the Board and the percentage of non-executive members of the board) have a significant adverse impact on earnings management. Property management and financial expertise of the Board have a significant adverse impact on the liquidity of the stock. Institutional ownership and percentage of non-executive board members have a direct and significant impact on the liquidity of the stock.

 

مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل کلیدی زنجیره تامین سرد در صنعت داروسازی با رویکرد شبکه ی بیزین

چکیده فارسی

امروزه، با رشد صنعت و تنوع محصولات زنجیره های تامین متمایزی در حال نمو و نمایان شدن هستند. محصولات خوراکی و بهداشتی اغلب دارای عمر مفید کوتاه و حساسیت های نگهداری و حمل و نقل هستند. از این رو مفهوم جدیدی پا به عرصه زنجیره تامین نهاد به نام زنجیه تامین سرد. این زنجیره مخصوص محصولات دارای عمر کوتاه و حساس است که باید در شرایط دمایی خاص و نگهداری مخصوص از تولید کننده به مشتری برسند. این محصولات شامل خون، دارو، لبنیات، گل، روزنامه، مواد شیمیایی مخصوص و … می باشند که با وسایل نقلیه متفاوت حمل و در محل های مخصوص نگهداری می شوند. زنجیره سرد تبدیل به بخش جدایی ناپذیر از دامنه زنجیره تامین شده است. هدف از این پژوهش بررسی تمامی عوامل مهم در یک مطالعه واحد است. این به یک مدل بهتر برای مطالعه اثربخشی یک زنجیره سرد منجر خواهد شد زیرا فقدان چنین مطالعه یکپارچه وجود دارد. مبنای عوامل با بررسی ادبیات گسترده ای بدست آورده می شود. روابط سراسری بر اساس تجزیه و تحلیل هر عامل و پیامدهای آن در زنجیره سرد کشیده می شود. مدل بیزین و مدلسازی ساختار تفسیری برای توسعه مدل استفاده می شود. نتیجه نهایی یک مدل ثابت است، که نشان دهنده وابستگی متقابل عوامل است. این مدل در نهایت اثربخشی یک زنجیره سرد مناسب را هنگامی فراهم می کند که مقادیر مربوطه از عوامل قرار داده شود. همچنین مدل تفسیر ساختاری این عوامل نیز توضیح داده خواهد شد و این عوامل به گونه ای طبقه بندی شده اند که عوامل وابسته و پرنفوذ به طور کامل مشخص گردند. سپس نمودارهای این سطوح ترسیم می شوند

Abstract

Cold chain has become an integral part of the supply chain domain. The purpose of this paper is to consider all the significant factors in a single study. This will result into a better model to study the effectiveness of a cold chain because there has been absence of such an integrated study. The basis of the factors is justified by performing extensive literature review. Inter relations are drawn based on critical analysis of each factor and its implications on cold chain. Bayesian Network and Interpretive Structure Modelling are used to develop the model. The end result is an established model, depicting the interdependencies of the factors. The model ultimately provides effectiveness of a given cold chain when the corresponding values of factors are put in. Also Structural interpretation of these factors was also explained And these factors were stratified to allow the affiliate and perpetrators to be obtained. Then the graphs of these levels are plotted

تعیین اثر اندازه و اهرم مالی بر ریسک پذیری بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده:

هدف اصلی تحقیق تعیین اثر اندازه بانک و اهرم مالی بر ریسک پذیری بانکهای پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴» می باشد. ریسک اعتباری به عنوان متغیر وابسته و اندازه بانک و اهرم مالی به عنوان متغیرهای مستقل می باشند. نسبت کیوتوبین، مالکیت نهادی، نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره، مالکیت مدیریتی، ریسک سیستماتیک و فرصتهای رشد نیز به عنوان متغیرهای کنترل می باشند. نمونه آماری تحقیق ۱۷ بانک می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد کاربردی می باشد. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از روش کتابخانه ای و در بخش آزمون فرضیات از روش اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. روش آزمون فرضیات از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است.

نتایج تحقیق نشان داد اندازه بانک تأثیر معکوس و معناداری بر ریسک پذیری یانکها دارد. اهرم مالی تأثیر مستقیم و معناداری بر ریسک پذیری بانکها دارد. نتایج مربوط به متغیرهای کنترلی نشان داد نسبت کیوتوبین، مالکیت نهادی، نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره و مالکیت مدیریتی تأثیر معکوس و معناداری بر ریسک پذیری بانکها دارند و ریسک سیستماتیک تأثیر مستقیم و معناداری بر ریسک پذیری بانک دارد.

Abstract:

The main purpose of this study is survey the effect of size of banks and financial leverage on risk-taking banks listed in Tehran Stock Exchange during the years 1390 to 1394 “. Credit risk as the dependent variable and the independent variables are the size of banks and financial leverage. Tobin’s Q, institutional ownership, the proportion of non-executive board, management ownership, systematic risk and growth opportunities as well as variables controlled. Sample of research include 17 banks.

The study was a descriptive correlational with applied approach. Methods of data collections are library method in theoretical basis and financial statements in test hypothesis. Methods of test hypotheses are correlation and multiple regressions.

The results showed size of banks has significant adverse impact on bank risk. Financial leverage and significant direct effect on risk-taking is the Yankees. The results of the control variables show that Tobin’s Q ratio, institutional ownership, the proportion of non-executive members of the board and management ownership have significant adverse impact on banks’ risk and systemic risk has significant direct impact on the bank risk.

 

سنجش تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی با رویکرد بهبود خدمات شهری ( مطالعه موردی: شهرداری منطقه ۲ تهران )

چکیده

مدیریت دانش ارتقای یک رویکرد جامع برای شناسایی، تسخیر، بازیافتن، تسهیم و ارزشیابی یک سرمایه اطلاعاتی سازمان است و بر ابعاد مختلف سازمان تاثیر می‌گذارد و مدیریت دانش و فعالیت‌های مرتبط با آن، دارای کارکردهای متعددی در سازمان‌ها است که یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین آنها افزایش توان رقابت سازمان در محیط رقابتی و خلق مزیت‌های رقابتی پایدار برای سازمان‌ها است و این موضوع به ویژه در سازمان‌های دانش محور همچون شهرداری که دانش کارکنان آنها عامل اصلی ارائه محصول یا خدمت آنها محسوب می‌گردد اهمیت خیلی بیشتری دارد، هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه میان مولفه­های مدیریت دانش با نوآوری سازمانی می باشد. جامعه هدف مطالعه حاضر، کارکنان شهرداری منطقه ۲ تهران می­­باشد که به نوعی در زمینه خدمات شهری فعال هستند، ۲۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری گردیده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و در جهت بهبود خدمات شهری گام بر می­دارد و همچنین از روش همبستگی برای آزمون فرضیه­ها استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داده است که از میان مولفه­های مدیریت دانش، مولفه کسب دانش با ضریب همبستگی ۳۳٫۷ درصد؛ مولفه انتقال دانش با ضریب همبستگی ۱۵٫۴؛ مولفه خلق دانش با ضریب همبستگی ۲۰٫۷ و مولفه کاربرد دانش با ضریب همبستگی ۳۴٫۲ رابطه مثبت و معنی­داری با نوآوری سازمانی در جهت بهبود خدمات شهری دارد. در حالی­که مولفه حفظ دانش رابطه معنی­داری با نوآوری سازمان ندارد. همچنین از دیدگاه کارکنان شهرداری منطقه ۲تهران، تمامی مولفه­های مدیریت دانش در سازمان مذکور از وضعیت نسبتا مطلوبی برخوردار است. بطوری­که میانگین ارزش کسب شده برای متغیرها عبارت است از: کسب دانش برابر با ۳٫۱۳؛ حفظ دانش برابر با ۳٫۰۹؛ انتقال دانش ۳٫۱۱؛ خلق دانش ۳٫۱۳؛ کاربرد دانش ۳٫۲۹ و در نهایت نوآوری سازمانی برابر با ۳٫۳۲ بوده است ، لذا در این پژوهش پیشنهادات کاربردی در جهت نتایج حاصله ارائه گردیده است .

Abstract:

 

Knowledge management is the promotion in the approach of society in order to recognize, conquer, and recycle as well as to divide and evaluate information equity of the organization; in addition it effects on various dimensions of the organization. The knowledge management has various applications in any organization which one of the important one is increasing the potentiality of competition in competitive area and its relative activities. Furthermore it creates the permanents competitive advantages for the organizations. This issue especially in knowledge base organizations such as municipality, in which the knowledge of its staffs is the principal factor of preparing services and products, plays the fundamental role.

The purpose of this study is to scrutinize the relations between the indexes of management knowledge and organizational innovations. The community of this study is the employees of municipality of 2nd city zone that they are all engaged in kinds of cultural activities. 260 people have been chosen as a sample and all have been questioned by the standardized questionnaire. This study is the applicable study in purpose. And to do this study the correlational method is used. the results show that among all kinds of the components of knowledge managements, the component of knowledge acquisition with the correlational coefficient of 33.7% and the component of knowledge transfer with the correlational coefficient of 15.4 % , and the component of knowledge creation with the correlational coefficient of 20.7 %, and the component of knowledge application with the correlational coefficient of 34.2 %   have the positive and meaningful relation with the organizational innovation to improve urban services While the component of knowledge memorizing has no meaningful relation with the organizational innovation. Meanwhile base on the employees’ points of view in this understudied office all components of knowledge managements are in the acceptable level in their office. So much that the average of acquired values of variables are: knowledge acquisition is equal to 3.13, knowledge memorizing is equal to 3.09, knowledge transferring is equal to 3.11, knowledge creation is equal to 3.13, knowledge application is equal to 3.29 and finally the organizational innovation is equal to 3.32, therefore the applicable and functional advice and suggestions have been presented in this study.