درگذشت استیو جابز

رامبد باران دوست

خبر درگذشت استیو جابز را در هنگام ضبط برنامه رادیویی ام ( تدبیر) دریافت کردم و ابتدا اندیشیدم که شوخی ساده است در پی استعفای وی. اندکی تامل کردم و به خاطر آوردم که مدتها بود که جابز به دلیل بیماری سرطان دچار تغییر در جثه شده بود . پس ممکن بود خبر صحت داشته باشد . آری ، صحت داشت .

مدتی کوتاه ذهنم را به این موضوع متمرکز کردم و دیدم همین درگذشت چقدر معنا در خود نهفته دارد که می توان به آنها پرداخت ، ولو گذرا و اشاره وار:

۱-      جابز از جمله کارآفرینانی بود که تمامی خصوصیات یک کارآفرین موفق را در خود جای داد . از گاراژ منزل پدرش شرکتی را بنیان نهاد که عالم گیر شد . دست خالی شروع کرد ، تنها با یک یار که تیمی دو نفره ساختند و طی حدود ده سال به سازمانی رسیدند که چهار هزار پرسنل داشت.

۲-      جابز هم مانند بسیاری از کارآفرینان و مخترعین در ساختار رسمی آموزشی نمی گنجید و طفلی گریز پای بود. به همه نیز توصیه می کرد ساختار شکن باشند . در تولیداتش هم ساختار شکست.

۳-      بعد از آدم الوالبشر که سیب مایه اخراجش از بهشت شد و نیوتن که سیب برایش مایه کشفی بزرگ ، سومین فردی است که رابطه ای پر معنا با سیب داشت.

۴-      به چنان توانی رسید که بتواند دنیا را در دستانش ببیند و بخشی از این کره خاکی را به خود اختصاص دهد .

۵-      جاه طلبانه به هدایت بازار پرداخت. بازاری که شاید میلی به کالاهای اوی نداشت اما راهبری و رهبری هوشمندانه او بازار ساخت ، بازار را تشنه کرد ، بازار را هدایت نمود و بازار را رقابتی کرد.

۶-      هنوز هم که به عکس معروف سیاه و سفیدش نگاه می کنید ، چشمان نافذ و مغروری را می بینید که هزاران رویا در سر داشت. اگرچه در آن تصویر دستی به ریش جوگندمی خود دارد ، اما از ذکاوتش برای ثبت پتنتهای بیشمار در شرکتش استفاده نمود.

۷-      مرگش برای شرکت ها نکته است . در پی مرگ بنیانگذار موسسه چه بر سر شرکت می آید؟ آیا به سیبی است که تاریخ می پیوندد و یا اینکه ذکاوتش را پیشتر به کار گرفته بود تا در غیبت پیش بینی شده اش هم سکان دار بماند؟

 

تفاوت از کجا تا به کجا است ؟

تازه رسیده بودم دانشگاه که موبایلم زنگ خورد . از رادیو اقتصاد بود . آقایی از صبح چند باری تماس گرفته بود و شکاره تماس من را می خواست . نمی دانستند چه بکنند . خواهش کردم برایشان توضیح دهند که من معمولا کلاسم یا جلسه ، در این شرایط هم موبایل را خاموش می کنم . در خواست کردم از طرف من عذر خواهی کنند و بخواهند موضوع کارشان را برایم ایمیل کنند . اما قضیه به همین جا خاتمه نیافت . یکی دوبار دیگر هم تماس ها ادامه یافت اما راهی جز عذر خواهی نیافتم . 

روز سختی و پر کاری را پشت سر گذاشته بودم . از آن روزهایی که انرژی آدم حوالی ساعت ۹-۱۰ شب خاتمه می یابد .

موبایل زنگ خورد . جوانی بود که معلوم شد تمام روز را از طریق رادیو اقتصاد پیگیر کسب شماره ام بوده است . اصرار که باید ببینمتان . حال اینکه شماره را چگونه بدست آورده موضوع دیگری بود ، اما خستگی آن لحظه موجب شد تا بخواهم برای فردا تماسی یا ملاقاتی داشته باشند .

کم کم داشتم تعحب می کردم که چه موضوع مهم و حیاتی است که این همه تلاش را می طلبیده است !

حوالی ظهر روز بعد ، مجددا تماس بر قرار شد . درخواست و اصرار برای ملاقات . خواستم درخواستشان را بگویند تا ببینم اصلا می تمانم کمکی کنم یا نه . چند دقیقه گفتگو انجام شد . هر چه پیش رفتیم ، تعجب که نه ، تاسف من بیشتر می شد و عقل از سرم می پرید . خلاصه کنم درخواست ایشان را که این همه پیگیر بودند :

من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات سمنانم . کارهای شما را در شرکت … و رادیو در مورد مدیریت منابع انسانی دیده و شنیده ام . لطفا فایل های پاوریونت تان را بدهین به من . فردا پرزنت دارم . …… حداقل چند عنوان کتاب مدیریت منابع انسانی به من معرفی کنید .

خدایا

ما کجائیم و ایشان کجایند ؟

مدارج تحصیلی – مدارج دانشگاهی

سئوال یکی از خوانندگان این سایت ، بهانه ای شد تا در نوشتاری به توضیح مدارک دانشگاهی بپردازم .

اصولا دانشگاه به عنوان تحصیلات تخصصی محسوب می شود . تحصیلاتی که از تخصص عملیاتی محض شروع می شود و تا نظریه پردازی پیش می رود .

کاردانی : در ایران این سطح را با عنوان فوق دیپلم می شناسیم . مقطعی است که به تربیت تکنسین می پردازد . فارغ التحصیلان این مقطع ، بدون آنکه خیلی وارد مبانی علمی رشته خود شوند ، باید توان کار عملیاتی در رشته خود را بیابند . بطور مثال اگر قرار کاردان حسابداری داشته باشیم ، باید بدون پرداختن به ریشه ها ،‌فلسفه ها و مبانی پیچیده علمی ، توان انجام کارهای مالی و حسابداری را پیدا کرده باشد .

کارشناسی : که در ایران با عنوان عمومی لیسانس از آن یاد می شود . در این مقطع فراغ الحصیلان باید علاوه بر کسب توان عملیاتی در رشته خود ، با مبانی علمی آن رشته نیز آشنا شده و کمی هم مبانی تحقیق را بیاموزند . بطور مثال کارشناس حسابداری ، علاوه بر اینکه باید با کار حسابداری آشنا شود ، ریشه ها و مبانی علمی آن را بیامورد ، کمی هم تحقیق در این رشته را فرابگیرد .

بطور تجربی می توان گفت که کارشناسی دو برابر کاردانی انرژی می برد و کارشناس هر رشته ای ، بطور عمومی با کلیات آن رشته نیز آشنا شده است .

کارشناسی ارشد : که باعنوان عمومی فوق لیسانس شناخته می شود ، مرحله ای است که دانشجویان ضمن متمرکز شدن بر گوشه ای از رشته خود ، تحقیق و پاسخ یابی در آن گوشه را آموخته و تجربه می کنند . در رشته حسابداری که مثال ما بوده است ، فوق لیسانس حسابداری باید تحقیق در بخش هایی از حسابداری را بطور کامل آموزش دیده و بتوان ثابت کند که توان پاسخ گویی به سئوالات آن بخش از رشته اش را یافته است .

کسانی که مایلند به صورت حرفه ای به کار در رشته ای تخصصی بپردازند ،‌توصیه می کنم به ایت سطح بسنده کنند .

دکتری : این سطح که متاسفانه همچنان با پزشکی معادل دیده می شود ، سطحی است که فارغ التحصیلان آن باید فیلسوف رشته خود شده باشند ، نظریه پردازی کرده و چیزی جدید در رشته خود ارائه نمایند .

این سطح از مدارج علمی برای تدریس یا تحقیق تعریف شده است . در واقع انتظار این است که فارغ التحصیلان این مقطع ، یا به تدریس در رشته تخصصی خود بپردازند و یا به تحقیق در آن رشته .

دانشجویان مقطع دکتری بعد از پایان کلاسهای درسی شان ، باید از عهده امتحانی مهم و عمده بر بیایند . این امتحان با نام ” امتحان جامع ” شناخته می شود که تا سه هفته هم به طول می انجامد .

عرف دانشگاه ها این است که دانشجویان دکتری که از عهده امتحان جامع بر آمده اند را نیز ” دکتر “‌خطاب می کنند . اما ایشان از مزایای رتبه علمی ” دکتری ” نمی توانند استفاده نمایند .

از آنجایی که دانشجویان پزشکی عمومی و دندانپزشکی حدودا معادل کارشناسی ارشد هستند ، استفاده از عنوان دکتر برای ایشان ، بیشتر جنبه احترام دارد تا جنبه علمی .

اما

دانشگاه محلی است که ضمن تربیت افراد در سطوح مورد اشاره ، محلی است که این افراد به امر تدریس نیز اشتغال می یابند .

مدرس : به هر کسی که در دانشگاه به تدریس بپردازد ، مدرس می گویند . معمولا دانشجویان به به احترام ، لفظ عمومی استاد را به همه کسانی که در دانشگاه تدریس می کنند اطلاق می کنند .

این در حالی است که مدرسین دانشگاهی اگر به عنوان کارمند دانشگاهی استخدام شوند ( همانگونه که معلمین ، کارمند آموزش و پرورش محسوب می گردند ) در این حالت به ایشان عنوان عمومی “‌عضو هیئت علمی ” گفته می شود . اعضاء هیئت علمی با توجه به مدرک تحصیلیشان دارای رتبه علمی خواهند بود :

مربی : پائین ترین سطح می باشد . مربی با مدرک کارشناسی ارشد در دانشگاه به استخدام در می آید و معمولا برای دروس آزمایشگاه یا دروس غیر تخصصی مورد استفاده قرار می گیرد .

استادیار : اولین مرتبه بعد از دریافت مدرک دکتری برای اعضاء هیئت علمی می باشد .

دانشیار : استادیاران بعد از طی چند سال تدریس ، تحقیق ، هدایت پایان نامه های ارشد و دکتری و نگارش مقاله و کتاب ، به این مرتبه دست می یابند .

استاد : عالی ترین مرتبه علمی در بین اعضاء هیئت علمی می باشد . در ادبیات انگلیسی معادل پروفسور است .

به خاطر داشته باشیم که عموم مدرسین دانشگاه را بدون توجه به مرتبه علمی شان با عنوان استا خطاب می کنند که عنوانی احترام برانگیز می باشد و نشانه فروتنی خطاب کننده است . همچنین هنگامی که بخواهیم دانش فردی را بیش از خود نشان دهیم و تواضع خویش را به رخ دیگران بکشیم ، از وی با پیشوند استاد یاد می کنیم .

در فرصتی مناسب ، به این نوشته تصاویری خواهم افزود تا درک بصری از معانی مورد اشاره هم داشته باشیم .

یک شایعه: زمین دو ماه خواهد داشت !!!

این روزها شایعه ای در اینترنت مشاهده می شود مبنی بر اینکه ۵ شهریور ۱۳۸۹ (۲۷ آگوست ۲۰۱۰ ) زمین ۲ ماه خواهد داشت!!! متاسفانه سایتها اطلاع رسانی بزرگ بسیاری از گروه های بحث و سایتهای اینترنتی دیگر نیز بر این شایعه دامن زده اند و بدون مطالعه یک مطلب را منتشر می کنند(واقعا شرم آور است) ستاره پارسی به اطلاع می رساند که هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد اگر مریخ در فاصله ۷۵۰ هزار کیلومتری (تقریبا” دو برابر فاصله ماه تا زمین) قرار بگیرد به اندازه ماه دیده خواهد شد. این شایعه از سال ۲۰۰۳ در اینترنت چرخ می زند، قطر ظاهری ماه زمین نیم درجه (۳۰ثانیه قوس) است، در ۲۷ آگوست سال ۲۰۰۳ مریخ به نزدیک ترین فاصله خود به زمین در هزار سال اخیر رسید ( چیزی در حدود ۵۶ میلیون کیلومتر). در آن سال مریخ ۶۰ برابر کوچکتر از ماه کامل دیده می شد. که آنقدر کوچک بود که بازهم با چشم غیر مسلح به صورت یک نقطه دیده می شد. اما امسال قطر مریخ ۵۰۰ برابر کوچکتر از ماه کامل خواهد بود. (۲ دهم درصد قطر ماه). پس منتظر ماه دوم نباشید. شاد باشید

منبع : http://www.persianstar.com/content/view/117/27/

رسوایی مرکز تغییرات آب و هوایی ؛ ” گرمایش جهانی زمین ” دروغ بود

 

رسوایی مرکز تغییرات آب و هوایی ؛ ” گرمایش جهانی زمین ” دروغ بود

 

فهرست ها

فهرست دانشگاههای جهان

ورود به دانشگاههای آمریکا Entering US Universities

رتبه بندی دانشگاههای جهان Ranking universities in the world

آدرس الکترونیکی پارکهای علوم و فناوری Science and Technology Parks

رتبه بندی دانشگاههای جهان Ranking universities in the world