ورود گردشگر ممنوع !

در حالی که امارات متحده عربی توانسته است جایزه جهانی گردشگری را بدلیل پذیرایی از میلیونها مسافر بدست بیاورد و در سال ۲۰۱۱ میلادی  ۹۴ درصد از درآمد ملی خود را از صنعت گردشگری کسب نماید ،

در حالی که کشور مالزی در سال ۲۰۰۸ میلادی جمعیتی حدود ۲۷/۶ میلیون مسافر را در فرودگان کوآلالامپور جابجا نمود با وجودیکه جمعیت کشورش ۲۶ میلیون نفر بود ،
در حالی که خدماتی مانند اهدای یک بطری آب رایگان ، پارکینگ مجانی و …. بهانه ای است تا پذیرایی از تعداد مسافر بیشتری در شهر و کشورشان داشته باشند ،

دیدن این تصاویر در شهر دیدنی ماسوله ، هزاران معنا دارد که اولینش این سوال است که آیا واقعا هنوز ایرانیان مهمان نوازند ؟ ( تاریخ تصاویر : ۹۵/۵/۲۳)

035

تبلیغ به خرید کالای ایرانی در رسانه ها

گردش مالی شرکت ها تابعی است از میزان خریدی که مشتریان خدمات/کالاهای آن ها انجام می دهند. این خرید هم بطور ساده تابعی است از نیازی ( بالقوه/بالفعل ) که دارند. نیاز های مشتریان متفاوت اند:

  • کارکرد مورد انتظار کالا/خدمت
  • قیمت مناسب
  • راحتی استفاده

بسیاری از کالا های ایرانی فاقد این پاسخ ها هستند.یعنی کالا ها/خدمات ایرانی نتوانسته اند این نیاز مشتریان را پاسخ دهند . در نتیجه اعتماد به آنها از بین رفته است.لذا میل به خرید کالا ها کم شده، شرکت ها پولی دریافت نمی کنند و ….

 

حال باید این چرخه معیوب شکسته شود.

پیش از همه مقام معظم رهبری در سخنرانی های خود دستور این مهم را به مسئولین دادند ( و خبر دارم که مستقیما به شرکت های دولتی هم ابلاغ کردند ) اما در عمل :

ظاهرا مهمترین گام را شبکه غیر مجاز اما فارسی زبان جم برداشته است که به نظر می رسد در بین برنامه های خود به تشویق ایرانیان به خرید کالاهای ایرانی می پردازد. جالب این است که ظاهرا آن ها از رهبری بیشتر حرف شنوی دارند تا سازمان های خودی!!

اما نکته دیگری که برایم مهم است به آن اشاره کنم، عملکرد ضد کالای ایرانی سازمان محترم صدا و سیما است که چنانکه مشاهده می شود تلاش دارد همه کالا ها ( حتی آنهایی که تصادفا آرمشان مقابل دوربین قرار می گیرد ) را هم نشان ندهند چرا که پولی به واحد بازرگانی سازمان نداده اند . از این رو تهیه کنندگان محترم برای جلوگیری از این معضلات ناچارند روی آرم ها را چسب بزنند یا زاویه کادر بندی را به نحوی تنظیم کنند که نشانی از علائم تجاری شرکت در آنها نباشد.

در مقابل تقریبا می توان در همه برنامه های رسانه های خارجی چنین متصور بود که تلاش دارند تا کالاهای تولیدی کشورشان را ولو به اندازه کادری یا فریمی از برنامه هایشان نشان دهند تا مردم آن کالاها و خدمات را در ذهن داشته باشند و از آنها هنگام تصمیم به خرید ، خرید کنند.

مشتری مداری در مرکز درمانی

وقتی منشی مرکز بهداشتی گفت: ” اپراتور مَردِمان رفته، لطفاً پنج شنبه عصر بیاید ” ، نزدیک بود از شدت تعجب بخار شوم.

به ساعتم نگاه کردم.

مسیر پر ترافیکی که با هزار حرص و خون دل که مبادا دیر برسم ، را در ذهن مرور کردم.

پولی که بابت آژانس داده بودم تا ” سر وقت باشم ” یادم آمد ؛ چرا که در غیر این صورت می توانستم با اتوبوس و هزینه ۷۵ برابر ارزانتر خود را به اینجا برسانم.

از همه مهمتر اینکه خود منشی زنگ زده بود و وقت را تعیین کرده بود. اگر نمی دانست که اپراتور مَرد نیست، چرا وقت تنظیم کرده بود و اگر اپراتور مَرد می دانست که باید برای بیمارِ مَردی وقت بگذارد ، چرا رفته بود و اگر ….

نگاهم در نگاه منشی گره خورد.پاسخ :”ببخشید”ش به هیچ دردم نمی خورد.

به ذهنم رسید:

  1. چراغ همه سازمانها از قِبَلِ پولی که مشتری پرداخت می کند ، روشن است و اگر مشتری مایل نباشد به آنها پرداختی داشته باشد یا مشتری را ” بِپَرانند ” ، درآمدی ندارند که چراغشان روشن باشد.
  2. شبکه های ارتباطی و گردش اطلاعاتی سازمانها با وجود استفاده از تجهیزات مدرن، همچنان ناکارآمدند.
  3. مهمترین منابع سازمان، نیروی انسانی است .سازمان های فاقد نیروی مناسب، نتایج خوبی هم بدست نمی آورند.

تاخیر پرواز به دلیل “ترافیک هوایی”

وقتی همسرم پشت تلفن گفت :” پروازمون به خاطر ترافیک هوایی یک ساعت و نیم تاخیر داره” بلافاصله با خودم حساب کردم که ۲۱:۳۰+۱٫۵= ۲۳ شب.آنوقت همه خستگی روز دوباره در جسمم آوار شد. روز سختِ پرجلسه ای که با یک مطب دندانپزشکی هم تمام کرده باشی، اثر بی حسی رفته باشد و درد دندان درکنار قیژقیژ صدای مته دندان پزشکی ( که هنوز در جمججه داشتم ) سمفونی ناکوکی بود که با محاسبه زمان جدید پرواز ، به اوج رسیده بود.
ساعت ۲۳ یعنی پرواز باید خوشبینانه ساعت ۲۴۰۰ یا ۰۰۱۵ تهران باشد و تا تشریفات پیاده شدن انجام شود ……
همه این ها در پس یک عبارت ” بدلیل ترافیک هوایی ” .
اندیشیدم
۱- هنوز خطوط هواپیمایی نمی دانند معنی واقعی ترافیک هوایی چیست یا آنقدر روی زمین دروغ ” ببخشید ترافیک بود ” را برای توجیه تاخیر حضور در جلسات گفته اند که فکر می کنند روی هوا هم همین عبارت ، کاربرد دارد.
۲- برنامه ریزی پرواز موضوعی لحظه ای نیست .اصول پرواز هواپیماها با مسافر کش های سر خیابان فرق دارند که ندانند پروازشان چه ساعتی ، تحت چه شرایطی انجام می شود.
تعداد مسافر معلوم است، تعداد بلیط فروخته شده معلوم است، تعداد صندلی آماده پرواز معلوم است، تعداد پرواز های ورودی و خروجی معلوم است، تعداد …. معلوم است ، … معلوم است ، … معلوم است ، …. معلوم است ….. در این شرایط موضوعی دیگر هم که نمایان می شود :ناتوانی و ناشایستگی سیستم هوایی در برنامه ریزی است.
۳- گاهی می خوانم که در فرودگاه هیترویت هر ۳۰ثانیه یک پرواز ورودی یا خروجی دارند یا فرودگاه دوبی هر دقیقه یک پرواز ورودی و خروجی دارد یا فرودگاه ….
آنوقت چه اعتماد به نفس کاذبی و یا خودبزرگ بینی (شایدبیمارگونه ای)  است که بگویند ” هنر نزد ایرانیان است و بس” .
۴-عزیزی یکبار گفت و به خاطر سپردم که پرفسور راسل ایکاف گفته است:” اگر فقط ۱۰ درصد اطلاعات (برای کارتان) داشته باشید، می توانید برنامه ریزی کنید”.
۵– مهمترین منابع سازمان، نیروی انسانی است .سازمان های فاقد نیروی مناسب، نتایج خوبی هم بدست نمی آورند.

 

تولید خودرو در ایران

این یک خاطره واقعی است:

در یک جاده روستایی ، پنچر کردیم.زن و بچه و وسایل صندوق عقب را پیاده کردم . ابزارهای تعویض چرخ را مهیا کردم تا چرخ را عوض کنم. آچار چرخ را از کیف مربوطه که کارخانه محبت نموده در ماشین گذاشته بودند در آوردم تا پیچ های چرخ را باز کنم.آچار چرخ فابریک کارخانه به پیچ ها نمی خورد و بسیار کوچک تر بود!!!!!

مشخص شد مربوط به پراید است.

یکساعتی معطل شدیم، آچار چرخ خودروهای عبوری مختلفی که لطف می کردند و برای کمک می ایستادند را چک کردیم تا سرانجام آچار چرخ یک وانت نیسان به کار آمد!!!!

یادم آمد:

۱- چک لیست یکی از ابزارهای هفت گانه مدیریت کیفیت است که ده ها سال در دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

۲- از خود بپرسم چرا مردم دنیا باید بیایند از محصولات سایپا خرید کنند ؟

۳- واقعا باید در خیلی از مفاهیم اندیشه ای دوباره کنیم. واقعا “هتر نزد ایرانیان است و بس ” جمله ای نیست که توسط یک روستایی ، صدها سال پیش بیان شده که دور تر از روستای خود را ندیده بود؟

۴- مهمترین منابع سازمان، نیروی انسانی است .سازمانهای فاقد نیروی مناسب، نتایج خوبی هم بدست نمی آورند.

دستورات مشتری آزار

این یک خاطره واقعی است:

برای واکسیناسیون کودک مراجعه کردیم. دفعات قبل هم به همین مرکز بهداشتی می آمدیم و کودک در همانجا پرونده داشت.همسرم ده روز قبل هم سوال کرده بود.

اما آن روز گفتند نمی توانید اینجا واکسیناسیون را انجام دهید.باید بروید در محله خودتان.اصرار و استدلال ما هم راه به جایی نبرد.

دوباره برگشتیم و در محله خودمان، محلی که واکسیناسیون انجام می شود را پیدا کردیم، دوباره پرونده تشکیل دادیم و واکسیناسیون را انجام دادیم.

پرسیدم چرا این قانون را گذاشتند؟ گفت: برای راحتی مردم.

یادم افتاد :

۱- روزی برای تحقیق بازار بر روی غذای سگ ، قصد داشتند چندین نوع غذا را مورد بررسی قرار دهند.نمی دانستند چگونه؟فردی گفت: در ظرفهای مختلف بگذارید و تعدادی سگ را رها کنید ببینید از کدام می خورند. حالا  مدیران بهداشت قصد دارند جای مردم تصمیم بگیرند که کجا ” ما ” راحت تریم!!!

۲- مهمترین منابع سازمان، نیروی انسانی است .سازمانهای فاقد نیروی مناسب، نتایج خوبی هم بدست نمی آورند.

مصاحبه رادیویی – ترویج فرهنگ کتابخوانی

روز یکشنبه ۸ آذر مصاحبه ای تلنفی داشتم در رادیو ایران . موضوع برنامه در باب فرهنگ کتابخوانی بود. من هم دیدگاه هایی را بیان کردم :

۱- پائین بودن نرخ سرانه مطالعه تابعی از قیمت کتاب نیست. در این صورت استفاده از کتابخانه ها که استفاده از آنها رایگان یا ان تر است باید جایگزینی پر استفاده می گردید.

۲- برای ترویج کتابخوانی باید اقدام عملی کنیم: از وقتهای مرده خود مانند هنگام معطلی در ترافیک استفاده کنیم یا از کتابهای صوتی بهره بگیریم.

۳- در مناسبتها کتاب هدیه دهیم مانند عید نوروز .

۴- نویسندگان رادیو – تلویزیون و نویسندگان فیلمنامه ها را آموزش دهیم تا در تمامی آثار خود نمودی از کتابخوانی را بگنجانند .

برای دریافت فایل صوتی این برنامه می توانید از اینجا بهره بگیرید .

مقاله‌ای در مورد «قهر مش مراد با برادرش» در همایش علوم رفتاری پذیرش گرفت

 

 

مقاله‌ای در مورد «قهر مش مراد با برادرش» در همایش علوم رفتاری پذیرش گرفت

 

 

 

 

اصل معکوس « عیبی نداره ! »

اصل معکوس « عیبی نداره ! »

دکتر رامبد باران دوست

مدت‌ها است مشاهده بعضی از رفتارهای غیر عادی هم‌وطنان در زندگی اجتماعی مرا به فکر فرو برده است . کمی در تاریخ کنکاش کردم ، به بضاعت خود دین و شرع را جستم و اندکی نیز عرف اجتماعی در دوره‌های معاصر را مطالعه نمودم، تا بلکه پاسخ این سؤال را بیابم که « چگونه ما ، ما شدیم ؟ » ” ما ” اول در این سؤال جامعه ایرانی چند هزارسال پیشی است که جایگاهی در تاریخ تمدن داشته و ” ما ” دوم جامعه ایرانی این روزها است .

آنچه برای آن یافتم را با شما در میان می‌گذارم .

در ” زندگی فردی ” که در یک جزیره ، یک چهاردیواری و یا هر جای دیگری می‌تواند باشد که هیچ تعاملی با هیچ فرد دیگری ندارد ، تنها فرد ساکن در دنیای فرضی ” زندگی فردی ” ممکنست مختار باشد هر رفتاری که مایل بود را به اجرا درآورد .

اما ” زندگی اجتماعی ” یعنی انسان با و همراه کسانی به غیر از خودش زندگی نماید . در این صورت هر حرکت فرد بر روی سایر انسان‌ها نیز تأثیر می‌گذارد . همچون اتاقکی پر از انسان که هر فعالیت یکی از آن‌ها بر دیگری اثرگذار است . بازدم اولی در صورت دومی دمیده می‌شود ، حرکت دست سومی به بدن نفر چهارم برخورد می‌کند ، حرکت پای پنجمی موجب برخورد پای او به بغل دستی هایش می‌شود و …

شاید بتوان ادعا نمود که قانون ، دین ، عرف و سایر مواردی که توسط خداوند و افراد برای ” زندگی اجتماعی ” ارائه شدند به منظور تسهیل در جریان این گونه زندگی بوده‌ است . هر گونه خللی در این مبانی موجب می‌گردد تا ” سهولت زندگی اجتماعی ” از بین برود .

مدت‌هاست با اجرای اصل معکوس «عیبی نداره ! » به سادگی به ایجاد خلل در مبانی ” سهولت زندگی اجتماعی ” پرداخته‌ایم :

–          در رانندگی

عیبی نداره که تابلوها ، علائم ، خطوط و دستورات راهنمایی و رانندگی را …

–          در زندگی آپارتمانی

عیبی نداره که وسایل ، سروصدا ، آداب معاشرت ما سایر همسایگان را …

–          در اجرای وظایف شغلی

عیبی نداره که تاخیر ، کم‌کاری ، پشت گوش اندازی ، بی‌توجهی به مسئولیت‌ها و غیره را …

–          و …

به ضرس قاطع می‌توانم بگویم بیش از پنج سال است با تمام جزئیات به اجرای اصل معکوس « عیبی نداره ! » توسط ما ایرانیان توجه نموده ام.

این در حالی است که مطالعه، تحقیق، مصاحبه و مشاهداتم از افراد و جوامعی که آن‌ها را پیشرفته می‌شناسیم چیز دیگری را نشان می‌دهد :

« اجرای قوانین » را محترم ‌شمرده اند . چرا که درک کرده اند که در ” زندگی اجتماعی ” عدم رعایت قانون ، دین، عرف  و سایر موارد ولو به اندازه‌ کم « عیب داره ! »