یک خاطره تاسف بار ( یا شاید فاجعه فرهنگی )

در پی مطلب سفر به مالزی ۵۵ – مساجد که نوشتم ، شهر خورشید خاطره تاسف بار یا فاجعه بار زیر را برایم ارسال داشت :

این توضیحات رو که دیدم یاد یه خاطره افتادم! یه روزی رفته بودم امام زاده صالح سه چهار تا خانم و آقای توریست خارجی اومده بودن اونجا رو ببینن اولن که از جلوی در حیات با یه برخورد بد به خانما چادر دادن اونا هم که مثل خیلی از ما بلد نبودن سرشون کنن هی از سرشون می افتاد بعد هم اون آقاهه که با پر جلوی در وایساده بود کلی با اون پر رنگیا تنبیه شون کرد بعد هم اون خانومه که جلوی در ورودی خانوما وایساده بود نذاشت برن تو!

1 دیدگاه برای “یک خاطره تاسف بار ( یا شاید فاجعه فرهنگی )”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *