محرم ۱۳۸۸

سال ۱۳۸۸ برای ایرانیان ویژگیهای بسیاری دارد . تاریخ نگاران ، سیاستمداران ، متدینین ، محققین و خلاصه هر کسی از رویدادهای اجتماعی – سیاسی این سال استنباط و بر داشتهای خاص خود را دارد.

حتی مردم عادی نیز به تحلیل این رویدادها پرداخته و نتیجه گیریهایی نیز انجام می دهند .

من آن بخشی از دیدگاه های خود در باب رویدادهای پس از انتخابات که می توانستم با توجه به تخصصم در موردشان اظهار نظر کنم را نگاشته ام ( انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸- ۱ ) پس قصد تکرار آن را ندارم . اما موضوعی این روزها ذهنم را درگیر نموده است ( موضوعی که برایم تازگی ندارد و اگر شما از خوانندگان قدیمی شطحیات ذهن من باشید ، با آنها قبلاً هم مواجه شده اید : عاشورا و جشن های مذهبی ) :

امسال و در پی رویدادهای آن  – گروه هایی که خود را متدین یا وابسته به گروه های دینی و مراجع تقلید می نامند در مقابل هم صف آرایی نموده اند و از هر فرصتی برای مقابله با دیگری استفاده می کنند . هر یک هم دیگری را به ظالم بودن و از دین خارج شدن متهم می کنند . خود را نیز بر حق معرفی می کنند .

گویا از نشانه های ظهور منجی ، آن است که …

خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر نماید .

 

5 دیدگاه برای “محرم ۱۳۸۸”

  1. باعرض سلام وخسته نباشید
    استادعزیز از مطالب بسیار جالب وخواندنی شما بسیار مشعوف شدم
    گویا استاد شما رااز اساتید فن در تمامی رشته ها می دانم
    خداوند شما را در دنیا و آخرت سعادتمند گرداند

  2. استاد ارجمند و گرانمایه جناب دکتر باران دوست
    از بزرگواری و فروتنی بی حد و اندازه شما شرمنده و سپاسگزارم.بنده را بیش از این خجالت زده بزرگواری و منش والایتان نفرمایید.بنده شاگردی بیش در محضر شما اساتید بزرگ و بزرگوارم نیستم.از اینهمه محبت شما سپاسگزارم و مایه فخر و مباهات حقیر است که بزرگواری چون حضرتعالی به بنده افتخار بازدید از کارهای پرنقص بنده را میدهید و هر روز در خدمت شما هستم.امیدوارم چشمان و روح شما و باقی دوستان را با خطوط و مطالبم نیازرده باشم.

    پوزش حقیر را در تاخیر در خدمت رسیدن بر من ببخشایید.
    برایتان آرزوی موفقیت ،سلامت و تندرستی و شادکامی دارم.
    شاگرد حقیر و ارادتمند شما فلاح فرد
    حق یارتان

  3. حضرت موجود می فرماید:
    “ای پسران انسان
    دین الله و مذهب الله از برای حفظ و اتحاد و اتفاق و محبت و الفت عالم است. او را سبب و علت نفاق و اختلاف و ضغینه و بغضا منمایید…امید هست که علما و امرای ارض متحدا بر اصلاح عالم قیام نمایند. و بعد از تفکر و مشورت کامل، به دریاق تدبیر، هیکل عالم را که حال مریض مشاهده می شود، شفا بخشند و به طراز صحت مزین دارند…”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *