مدیریت زمان۱ – مقدمه

عبارت ” مدیریت ” برایمان آشنا است . هر گاه بخواهیم نشان بدهیم می توانیم کاری انجام دهیم که در آن موفق باشیم واژه مدیریت را توام با افتخار برای خودمان بکار می بریم و می گوئیم مدیریت کرده ایم . حتی گاه نمی دانیم آنچه که استفاده می کنیم یا آنچه قصد داریم بیان کنیم با مدیریت فرق می کند . روزی در جلسه ای بودم که تمامی افراد حاضر در آن متخصصان معماری – طراحی شهری و شهر سازی بودند و من و عزیزی دیگر تنها غریبان مدیریت خوانده در آن جمع . ایشان همگی بر این موضوع اصرار داشتند که برای ” مدیریت کردن ” باید چنین کنیم و چنان کنیم . ” مدیریت ” یعنی فلان و بهمان . وقتی به مطالبشان با سعه صدر و تعمق کامل گوش می دادم می دیدم که این بندگان خدا منظورشان همه عبارتی هست بجز مدیریت ، مانند : برنامه ریزی ، هماهنگی ، سازمان دهی ، نظارت ، کنترل ، رهبری ، اداره کردن ، تقسیم کار و … . خلاصه از آنجائیکه لفظی به گوششان خورده بود و به دلشان نشسته بود و ارزشی والا در ذهنشان یافته بود ، در کمال بی سوادی و در اوج نادانی هر چه که می خواستند بگویند را در عبارت مدیریت می گنجاندند .

در مقابل

 
عبارت ” مدیریت ” برایمان آشنا است . هر گاه بخواهیم نشان بدهیم می توانیم کاری انجام دهیم که در آن موفق باشیم واژه مدیریت را توام با افتخار برای خودمان بکار می بریم و می گوئیم مدیریت کرده ایم . حتی گاه نمی دانیم آنچه که استفاده می کنیم یا آنچه قصد داریم بیان کنیم با مدیریت فرق می کند . روزی در جلسه ای بودم که تمامی افراد حاضر در آن متخصصان معماری – طراحی شهری و شهر سازی بودند و من و عزیزی دیگر تنها غریبان مدیریت خوانده در آن جمع . ایشان همگی بر این موضوع اصرار داشتند که برای ” مدیریت کردن ” باید چنین کنیم و چنان کنیم . ” مدیریت ” یعنی فلان و بهمان . وقتی به مطالبشان با سعه صدر و تعمق کامل گوش می دادم می دیدم که این بندگان خدا منظورشان همه عبارتی هست بجز مدیریت ، مانند : برنامه ریزی ، هماهنگی ، سازمان دهی ، نظارت ، کنترل ، رهبری ، اداره کردن ، تقسیم کار و … . خلاصه از آنجائیکه لفظی به گوششان خورده بود و به دلشان نشسته بود و ارزشی والا در ذهنشان یافته بود ، در کمال بی سوادی و در اوج نادانی هر چه که می خواستند بگویند را در عبارت مدیریت می گنجاندند .

در مقابل

گاه می بینیم که عده ای چنان اصول مدیریت را دست نیافتنی و تئوری محض می بینند و می دانند که تیشه به ریشه همه دستاوردهای بشری در این دانش می زنند و روشهای ” حسین قلی خانی ” را به آموزه های علمی اندیشمندان ترجیح می دهند و همه آن روشها را به یکسره به سطل زباله تحویل می دهند .

دعوت شدن به برنامه تصویر زندگی به عنوان کارشناس میهمان اگرچه برایم منافع مادی نداشت ( حتی هزینه هایی را بر دوشم تحمیل نمود ) اما فرصتی یافتمش تا دانش مدیریت را با زبانی ساده برای مردم سطح جامعه مطرح کنم و آنان را با دستاوردهای علمی چنان آشنا کنم که نه واهمه مطالب پیچیده علمی آنان را فراری ندهد و نه از سوی دیگر چنان پیش پا افتاده بینندش که کلا ساده انگارانه ، بی خیالش شوند .

اما

برنامه ریزی اولیه را چنان انجام دادیم که موضوع مدیریت زمان را در ۶ جلسه جمع کنیم ، زهی خیال باطل، چرا که مگر می توان دریایی مطلب را به جرعه ای چشید و سیراب شد؟

پس آنچه در برنامه ها طرح کردم ، همگی چکیده ای بود از موضوعاتی بسیط که همچون ماستی بر کیسه کرده آبش رفته بود و اصلش را نگاه داشته و طرح کرده بودیم . با این حال یک دنیا اگر و ای کاش برای خودم مانده بود که می توانستیم بیشتر موضوعات را باز کنیم .

ولی نمی توان این توقع بسیار را از زمان اندک برنامه های تلویزیونی انتظار داشت .

بنابراین

قصد آن کردم تا به نیت

– تامین خواسته هموطنانی که به لطف خود مرا خطاب قرار داده و بیش از دقایق برنامه ها مطلب خواسته بودند ،

– تدوین مجموعه ای کامل و دل نشین از آموخته ها ، تجارب ، تحقیقات و آموزشهای سالهایی که عددشان به ۱۵ می رسند ،

به نگارش بپردازم تا بلکه مفید فایده باشد ، همگان را .

ادامه دارد ( اگر عمری باشد )

فهرست مطالب  مدیریت زمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *