راه بنداز – جا بنداز

حدود یکسال و نیم است که با مجموعه اقداماتی که در یکی از بخشهای شهر تهران در حال انجام است آشنا شده و در مواردی آشنایی کاملی دارم . این روزها دو بخش از آن مجموعه بزرگ افتتاح شده اند و شاهد استقبال عمومی مردم در آنها هستیم . اینکه یک پارک چکونه ساخته می شود برای من جالب بود .

آشنایی با فرابند طراحی , ساخت و بهره برداری در هر حوزه ای را باید به لحاظ رشته و تخصص خود آشنا باشم . در این زمینه نیز این آشنایی فراهم شد .

آنچه که برایم مهم است اینکه در مواردی که به خوبی می دانم از قبل برای آنها فکر شده بود متاسفانه در هنگام طراحی به آنها بی توجهی شدید صورت پذیرفت . تا حدی که امروز نبودن آن نکات در پارکها موجب ایجاد زحمت برای مردم می شود . البته مردم عادی متوجه این نکات نمی شوند چون نمی دانند برای پارکها چه فکری شده بود اما من و همکارانی دیگر که می دانیم .

متاسفم از اینکه استراتژی راه بنداز – جابنداز در بخشهای گسترده ای جاری شده است .

مهم نیست که می شود کاری را از ابتدا به درستی انجام داد .

مهم نیست که برای اصلاح اشتباهات یا کم توجهی ها هزینه ای دوباره پرداخت شود .

مهم نیست که مردم برای استفاده از مجموعه های شهری می توانستند مشکل نداشته باشند .

مهم نیست که زمان اجرای پروژه ها بدلیل تاخیر های ناشی از  اصلاح ها به تاخیر افتد .

مهم این است که

کار به نام کسی ثبت شود

آنچه من می گویم انجام شود

دیگران بفهمند که در مقابل کار کارشناسی و نظر مدیریتی – نظر مدیریتی صائب است .

در مدت نسبتا کوتاهی که من در سمت مدیریتی هستم کاری انجام داده باشم ( کاری – درست و غلط – با چه هزینه و … مهم نیست )

کار را بتوانیم راه بیاندازیم , یقینا بعدا سر صبر دیگرانی می آیند – بودجه می گیرند و اگر لازم شد اصلاحاتی انجام می دهند .

خدایا

گاه که به یاد پل صراط می افتم به شدت نگران خودم و کسانی می شوم که باید پاسخگوی تصمیماتشان باشند .

 

5 دیدگاه برای “راه بنداز – جا بنداز”

  1. جضرت امام خمینی می فرمودند : ما مامور به انجام تکلیف هستیم ، مامور به نتیجه نیستیم .
    حال تشخیص تکلیف هم خود مسئله مهمی است .

  2. حاج حسین آقای صداقت
    آیا در مورد اینکه این تکلیف با چندین برابر هزینه واقعی صورت پذیرد و اینکه آن هزینه – پول بیت المال است و اینکه عده ای در مورد بهره وری آن تذکر داده باشند و گوشی بدهکار نباشد چیزی نفرموده اند؟

  3. سلام استاد گرانقدر
    چون شما به نوعی دست اندرکار پروژه های شهری هستید بیان یک خاطره شاید برای شما نیز جالب باشد.
    یک همکار قدیمی داشتم که مدت هاست بازنشسته شده ایشان از کسانی بودند که ساخت پالایشگاه آبادان(اولین پالایشگاه ایران) را از نزدیک دیده اند.
    ایشان تعریف میکردند وقتیکه انگلیسی ها میخواستند پالایشگاه آبادان را بسازند ابتدا بیمارستان آنرا که درآن زمان از پیشرفته ترین بیمارستانهای خاورمیانه بود را ساختند سپس شروع به ساخت خانه های سازمانی کردند بعد باشگاه نفت آبادان راساختند و در انتها شروع به ساخت پالایشگاه نمودند.
    حال اگر مابخواهیم پروژه ای را شروع کنیم از کجا شروع میکنیم؟

  4. در این راه طولانی – که ما بی خبریم
    و چون باد می گذرد
    بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند
    خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی
    مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

  5. شمیم جان
    سلام
    ممنون از عبارت کوتاه کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نوشته مرحوم زنده یاد نادر ابراهیمی که مرقوم نمودی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *