قطع برق : دیروز – امروز

مقدمه خاطره :

کشور ما طی سالهای اخیر تحولات تکنولوژیکی را شاهد بوده است که گاه نمونه های گذشته آن از خاطره ها پاک شده . مثلا کمتر حوانی است که به خاطر داشته باشد ما روزهایی با دستگاه هایی شبیه پلی استیشن به عنوان کامپیوتر کار می کردیم و وقتی فایل برنامه ای که نوشته بودیم می خواستیم save کنیم مجبور بودیم روی کاست ذخیره نمائیم .

اپیزود اول : ۱۳۶۷، تهران ، دفتر شرکت زرگان کامپیوتر ، خایابان مجیدیه

علاقه وافر من به برنامه نویسی کامپیوتر و عدم وجود وقت مناسب در روزی که طرح کاد داشتیم ،‌موجب شد تا شرکت موافقت کند برای نوشتن و اجرای برنامه ، روز ۵ شنبه بعد از ظهر به دفتر شرکت بیایم و ساعاتی در شرکت باشم تا برنامه مورد نظر را بنویسم و …

آن روز از حوالی ۱۴ در شرکت بودم و نوشتم . زبان برنامه نویسی basicبود . می نوشتم و ارور گیری می کردم . اما در جایی مواجه با یک باگ شدم که نمی توانستم بیابمش.

ساعت شده حوالی بود ۲۰ . همه داشتند یکی یکی خداحافظی می کردند و می رفتند . فقط منتظر من بودند . ساعتها فکر و بررسی به یک باگ مبهم رسیده بود . مهندسان هم آمدند تا کمک کنند تا زودتر مساله حل شود و زود تر به منزل بروند .

همه دور میز من که آن روزها دانش آموز بودم جمع شده بودند و نظری و کمکی. تلاشهای فکری فراوان .

در این میان ، کسی پایش به سیم برق خورد و برق قطع شد .

یعنی همه زحمات آن ساعات پاک شد .

آن روزها دستگاه برق اضطراری عمومی نشده بود و UPSهم ظاهرا اختراع نشده بود .

اپیزود ۲: تهران ، ۲۲ تیر ۱۳۹۰ ، ساختمان شهدای رادیو در جام جم

در حال ضبط برنامه تدبیر با کارشناس مهمان برنامه آقای دکتر خانبانی بودم . گفت و گو گل انداخته بود و مسیر خود را یافته بود . موضوع سلسله مراتب نیاز مازلو بود . طبقه فیزیولوژیک و ایمنی را ضبط کرده بودیم و وارد طبقه نیازهای اجتماعی و دوست داشتن شده بودیم . مثالهای خوبی طرح شده بود . چنانکه متوجه شدم بچه های اطاق فرمان هم دارند از روی گفت گوهای ما دارند یادداشت برمی دارند . در همین شرایط ، برق رفت …

تنها ما نبودیم . تمامی استودیو ها همین مشکل را داشتند . ما ۲۰ دقیقه برنامه را از دست دادیم و یعضی دیگر نزدیک به یک ساعت را .

در کش و قوص چه بود و چه شد و چه کنیم بودیم که کسی گفت ” تازه برق شهر دوباره بیاید همین اتفاق تکرار خواهد شد ” . برنامه را دوباره شروع کردیم اما خوب طبیعی است که دیگر حس اولیه را نداشت . طبقه اجتماعی و دوست داشتن که تمام شد ،‌زمان حضور ما هم در استودیو تمام شد و مهمانمان هم باید عازم فرودگاه می شد . برنامه ناتمام مانده بود . در حال یافتن پاسخ چه کنم چه کنم بودیم که دوباره برق قطع شد . اما اینبار برای اتصال برق شهر به شبکه بود . باز هم استودیوها مواجه شدند با مشکل عدم ضبط برنامه ها و از دست رفتن فایل ها .

 

اپیزود اول =؟= اپیزود دوم ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.