شام ایرانی

یکی از کارهایی که برای تعطیلات نوروزی معوق گذاشته بودم ، دیدن دی وی دی های شام ایرانی بود. دیدم و مانند همیشه که ذهن فرار من در مواجهه با یک رویداد، با موضوعات متنوعی مواجه می شود ، در این مورد هم چنین شد:

۱- این برنامه نسخه ای شبیه سازی شده از یک برنامه ماهواره بود. البته با کمی تغییرات.

– شاید بتوان به این دست سئوالات فکر کرد:‌چرا ایده این چنین موضوعاتی به ذهن تهیه کنندگان خودمان نمی رسد؟ آیا مکانیزمی برای جمع آوری ایده های دیگران برای تهیه کنندگان داریم؟ آیا باید بگذاریم بعضی ایده های جدید رسانه ای امتحانشان را در جایی از دنیا پس بدهند و بعد ریسک کنیم آنها را در رسانه های داخلی تهیه کنیم؟ آیا متولیان امر به سادگی به هر موضوعی مجوز می دهند؟

با وجودیکه برنامه ، شبیه سازی شده بود اما تغییراتی هوشمندانه در آن وجود داشت: انتخاب شرکت کنندگان ، هدایت عالما و عامدا این برنامه به سوی رفاقت و دوستی ، تاکید بر شوخی و خنده .

۲- در مکالمات انجام شده و حتی در بین مردم ، آشپزی امر و شغلی زنانه محصوب می شود.

اگرچه این موضوع اسباب بسیاری از شوخی و دعواهای بین خانواده ها است اما نکته ای که باید به آن اشاره داشت اینکه اصولا هیچ شغلی صرفا مردانه و هیچ شغلی صرفا زنانه نیست مگر آنکه ذات آن جنسیت را زیر پا بگذارد. بنابراین به نظر می رسد که توقع انجام بعضی از کارها توسط جنسیتی خاص ، اشتباهی عمومی است، این در حالی است که بعضی از فعالیت ها نیز صرفا رابطه مستقیم با جنسیت ها دارد. چرا که صرفا از حنسیتی خاص بر می آید . مانند ، مادر شدن که ذات آفرینش زن است و نباید از مرد انتظار داشت.

گاهی حتی فکر می کنم که تلاش برای باردار کردن مردان ( به هر شیوه و مکانیزم و اندیشه ای که باشد  ولو پیشرفت علم ) ، دخالت در امر آفرینش نوع بشر است که کاملا بیهوده است و بالاعکس . در چنین شرایطی به نظر میرسد که گاه افراد از انجام فعالیت های ذاتی خود گریز ، واهمه،  …. دارند و به لطایف الحیلی از بار آن شانه خالی میکنند . در کلاسی که چند سال پیش برای دختران دبیرستانی داشتم جمله ای بینشان تکرار می شد که شاید گسترش آن را بتوان معادل همین توضیحات دانست که :” چرا باید ازدواج کنیم؟ چرا باید بچه دار شویم ؟ …. ”

در سطحی ساده و مختصر تر ، شستن ظروف ، پرداختن به اموری که در خانه اتفاق می افتد ،‌پرداختن به اشتغال و نان آوری هم همین گونه به نظر می رسد. ظاهرا مغایرتی با جنسیت ها ندارد و ارتباط دادن این چنین مفاهیم با فمینیسم و … گویی مقاومتی است که در بین اعضای یک جامعه در جابجایی نقش های سنتی دارد و یا مقاومتی یک سویه است . بدین معنا که یکی از جنسیت ها وظایف سنتی خود را به جنسیت دیگر واگذارد‌بدون آنکه در قبال خالی شدن آن مسئولیت ، جایگزینی را بپذیرد.

در بفرمائید شام چه نسخه ایرانی و چه نسخه فرنگی آن ،‌گویی وسیله ای فراهم شده است تا مردان و زنان بدانند و بیاموزند و با این موضوع کنار بیایند که می توان نقش های سنتی را بعد از هزاران سال شکست و نقشهایی نوین پذیرفت.

و نقشهای نوین هم نیاز به شناخت ، تطابق یافتن و درک شدن دارند.

شاید در آینده ای نه چندان دور در ایران هم مشاغل سنتی مردان را زنان انجام دهند و بر عکس . کما اینکه در بعضی موارد شاهدیم که هم اکنون  هم مشاغل متعارف زنانه را مردان هم انجام می دهند مانند معلمی پایه های اول دبستان و پیش دبستانی و مهد کودک، آشپزی صنعتی ، زنانه دوزی و ….

۳-نتیجه این مسابقه و تمامی مسابقه هایی از این دست ، نشان می دهد که ارزیابی ، مکانیزمی دقیق و سنجیده است که به سادگی می تواند دچار انحراف از واقعیت گردد.

اولا : در هر ارزیابی یا سنجشی باید شاخص های ارزیابی مشخص باشد. در غیر این صورت ارزیابی کنندگان با شاخص هایی مبهم به ارزیابی می پردازند.  شاخص هایی که حتی ملاک تشخیص و توضیح آن نیز مشخص نیست.

ثانیا :‌ شاخص های ارزیابی در هر سنجشی باید یکسان باشد. در غیر این صورت ارزیابی کنندگان  با هر شاخصی و البته شاخص هایی متفاوت به ارزیابی می پردازند.

ثالثا :‌ارزیابی هایی که ملاک یکسان و تعریف شده ای نداشته باشند ، به شدت تابعی از سلیقه افراد می شوند. در این مجموعه ، یکی از شرکت کنندگان در تمامی مسابقه ، گاه به شوخی و گاه به جد، گاه با مظلوم نمایی و گاه با اعتماد به نفس ، از تلاش برای پائین بردن نمرات دیگران و بالا بردن نمره خودش دم میزد. عملی که نتیجه آن در انتهای مسابقه هم موجب شد تا خودش به زبان آورد که نتیجه این مسابقه تابعی از پخت و آشپزی نیست.

۴- تجربه سی ساله و بیشتر جناب آقای بیژن بیرنگ در تهیه  این برنامه به خوبی خود نمایی می کند. در تهیه تیتراژ اولیه ، در الفاظی و متنی که در طول برنامه استفاده می کند و ….

 

1 دیدگاه برای “شام ایرانی”

  1. با عرض سلام و تبریک سال نو
    شاید آسان و کم خطرترین راه در برنامه سازی تقلید و کپی برداری از نمونه های موفق باشد ولی برای صدا و سیمای کشوری مانند ایران با آن همه امکانات، بسیار زشت است که از برنامه سازانی که آن ها را متهم به ضدیت با فرهنگ ایرانی و اسلامی می کنند، تقلید نمایند.
    آیا ما افراد خلاق نداریم و یا اینکه به آن ها میدان داده نمی شود و همه کارها به افرادی سپرده می شود که مدت هاست مشغول به کار هستند و انگیزه ای برای ریسک و خلاقیت ندارند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *