اثر بخشی آموزش ۴

علاوه بر اینکه بنظر می رسد در موضوع اثر بخشی آموزش ، همه عوامل موثر را نشناخته ایم ، مدل های سنجش اثر بخشی تاقص و ناکافی هستند و کسانی که به اثربخشی آموزش پرداخته اند تنها گوشه ای از موضوع را دیده اند ، باید گفت که موضوعی دیگر نیز هست که باید به  آن توجه نمود:

متخصصان و کارشناسان آموزش یکی از مهمترین اشکالی که دارند ،‌ نادیده گرفتن اصل موضوع است. آموزش باید هدفی داشته باشد . آموزش ها یا دانشی را منتقل می کنند ،‌یا نگرشی ایجاد می کنند و یا اینکه مهارتی ایجاد می کنند . کارشناسان هم تلاش می کنند تا در اولین گامهای طراحی آموزش به این موضوع توجه نمایند و آموزشی طراحی کنند که متناسب با خواسته ها و نیازها باشد . اما نکته ای که فراموش شده است ،‌اندازه گیری و سنجش آنچیزی است که آموزش به خاطر آن انجام شده است .

در واقع اگر بطور مثال آموزشی با هدف کاهش ضایعات انجام شده است ، کمتر کارشناس آموزشی به بررسی میزان ضایعات پس از اجرای آموزش می پردازد و اصولا ربط دادن کاهش احتمالی ضایعات با آموزش ها نیز امری دشوار به نظر می رسد . از این رو می توان گفت که اهداف آموزشی ، بعد از آموزش اصولا یا سنجیده نمی شوند و یا اینکه فراموش می شوند.

این فراموشی را می توان در تمامی سطوح آموزشی نشاهده نمود ،‌آموزش های پیش دبستانی ،‌اموزش های مدارس و آموزش های دانشگاهی . شاید تنها بتوان گفت در حوزه آموزش های فنی که انتظار می رود کارآموز ان توان مهارتی خاصی بعد از آموزش یاقته باشند ، مانند فراگیری جوشکاری ، فراگیری تراشکاری و … می توان آموزش ها را محقق کننده همان خواسته هایی دید که انتظار آن می رفته است و می توان این نیازها را و میزان تحققشان را نیز سنجید .اما در حوزه های نگرشی یا دانشی ، این سنجش ها یا غیر ممکن می نماید یا چنان پیچیده است که توجیهی برای اندازه گیری اثرات آموزش وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *