اثربخشی آموزش ۳

پیشتر گفتم که ظاهرا مواردی هستند که باعث می شوند آموزش، نتیجه دلخواه را ندهد  و نیز چه چیز یا چیزهایی را متخصصان آموزش نمی بینند که باید ببینند تا اثربخشی آموزش مطلوب گردد؟

اما شاید بتوان از فلسفه علم استفاده نمود. در تولید علم ، یکی از راه ها ، بررسی دیدگاه های همه کسانی است که در موضوع مورد نظر ، ایده ، دیگاه ، نظریه و … دارند . از طریق بررسی این دیدگاه ها می توان وجوهی را یافت که در بخشی از دیدگاه ها وجود داشته و دیگران آن را ندیده اند . به این ترتیب می توان به مجموعه ای دست یافت که  عملا همه رویکرد ها در آن دیده شده . بخشی را که اندیشمندی ندیده است ، دیگری دیده و به این ترتیب می توان خلا دیدگاه افراد را در خردی جمعی پوشاند و به دستاوردهایی خوب رسید .

البته یادآور شوم که این امر صرفا محدود به مدیریت آموزش و اثربخشی آن محدود نمی شود . می توان در هر موضوعی به این قبیل تلاش ها مبادرت نمود. نمونه آن را می توان در طبقه بندی های گیاه شناسی و جانور شناسی مشاهده نمود. سایر علوم هم به همین شکل .

بر همین اساس شاید بتوان فهرست زیر را مورد تاکید و مداقه قرار داد :

  • الگوی سیپ
  • الگوی اعتبارسنجی
  • الگوی آزمایش اجتماعی
  • الگوی سی بیتی
  • روش ادیورنه
  • الگوی ارزشیابی سی. ای. پی. او
  • الگوی بررسی آموزش، مداخله و اثربخش
  • الگوی ارزشیابی موقعیت، مداخله، تأثیر و ارزش
  • الگوی ارزشیابی درون داد – فرایند – پیامد
  • الگوی ارزشیابی سالیوان
  • الگوی ارزشیابی تایلر
  • الگوی ارزشیابی دفیلیپس
  • الگوی کرک پاتریک
  • الگوی بازگشت سرمایه
  • دیدگاه جوران

حال باید انتظار داشت که جمعبندی این مدل ها ما را به شاخص هایی برساند که رویکردی همه جانبه را در اختیار قرار دهند . به این ترتیب دیگر نمی توان گفت که حلقه مفقوده ای وجود داشته یا دارد که متخصصان آموزش به آن نگاه نکرده اند .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *