اثربخشی آموزش ۲

پیشتر گفتم که ظاهرا مواردی هستند که باعث می شوند آموزش، نتیجه دلخواه را ندهد.

مروری بر اندیشه و مدل کسانی که به سنجش اثربخشی آموزش پرداخته و می پردازند نشان می دهد که اغلب دستاوردهایشان ناشی از رویکرد غالب در ذهن آنان است . بطور مثال کسانی که رویکرد فالب ذهنشان رویکرد مالی است ،  سنجش اثربخشی آموزش را از منظر میالی نگریسته اند . روزگاری این رویکرد جنبه هزینه ای یافت و آموزش را با منظر هزینه های آموزشی نگریستند و روزگاری وجهه سرمایه گزاری دادند و از منظر سرمایه آموزش نگاه کردند. به هر حال هرچه بود ، رویکرد مالی بود.

گروهی دیگر به این موضوع از منظر فرایند ها نگاه کردند و تلاش نمودند تا اصربخشی آموزش را با مدل های عمومی فرایند تطابق داده و نشان دهند که آموزش هم داده ، عملیات ، ستاده و  بازخورد دارد. امروز می توان از استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵  به بارز ترین نمود این رویکرد یاد نمود. این گروه گفتند که آموزش ورودی هایی دارد که چنین و چنانند . عملیات ( اجرای ) آموزش هم شامل مواردی می شود و آموزش را در نهایت باید ارزیابی کرد تا ببینیم چه شده است . خط بازخوردی هم باشد تا در جای جای این مراحل بتواند اصلاحاتی را انجام دهد و در دراز مدت فرایندی  هم با این بازخوردها انتظار داشته باشیم که فرایند آموزشی موسسه و سازمانمان به بهترین شکل ممکن بهبود یافته است.

پیدایش رویکردهای سلسله مراتبی در علوم باعث شد تا پاتریک و سایرین به رویکرد سلسله مراتبی توجه نمایند و بگویند که آموزش همچون پلکانی است که باید پله اول آن ساخته شود ، بررسی شود و اصلاح ، با دستاورد آن به سوی ساختن پله بعدی رفت و در نهایت این پلکان یا سلسله مراتب ساخته شود . حال می تواند ۴ لایه باشد یا ۵ لایه . فرقی نمی کند .

با همه این احوال نمی توان خروجی آموزش را آنچنان شایسته دید .

به این مثال که سالها است با آن روبرو هستیم توجه فرمائید :

افراد با رسیدن به سن ۱۸ سالگی می روند کلاس ، دوره می بینند ، از عهده آزمون های مربوطه هم بر می آیند که نشان می دهد شایستگی استفاده از وسیله نقلیه سواری را دارند . با این حال شاهد این هستیم که بیشترین تلفات جاده ای را در ایران داریم و شنیده ها نشان می دهد که بسیاری از ترافیک شهر های کشور ناشی از روش رانندگی رانندگان است .

مگر این رانندگان بر اساس سیلابس مربوطه که سالها مورد استفاده قرار گرفته است ، آموزش ندیده اند ؟

مگر این افراد با امکانات مناسب آموزشی و توسط افراد مجرب آموزش ندیده اند ؟

مگر اینان توسط کارشناسان امر آزمون نشده اند؟

پس چه می شود که رانندگی در ایران ( به عنوان خروجی یک فرایند آموزشی ) با رانندگی در آلمان ( به عنوان خروجی همان فرایند ) یکسان نیست؟

چه باید بکنیم تا در همین مثال خاص ، به نتیجه ای بهتر برسیم؟

باید تمامی عناصر موجود در آموزش رانندگی را باید عوض کن کنیم؟ و آیا مشکل حل می شود یا اینکه صرفا می توانیم انتظار بهبود داشته باشیم؟

این نمونه و نکات موجود در آن را می توان در ده ها نمونه دیگر که آموزش وجود دارد مشاهده نمود. دبستان ، راهنمای و دبیرستان ، دانشگاه ، شهروندی ، کار در سازمان و ….

گویی باز هم حلقه یا حلقه هایی مفقودند.

چه چیز یا چیزهایی را متخصصان آموزش نمی بینند که باید ببینند تا اثربخشی آموزش مطلوب گردد؟

 

3 دیدگاه برای “اثربخشی آموزش ۲”

  1. با سلام منالگوی ارز دانشجوی ارشد آموزش هستم اطلاعاتی در مورد ارزشیابی سی. ای. پی. او می خواستم اگر رفرنس به من معرفی کنید ممنون هستم با تشکر

  2. با سلام من دانشجوی ارشد آموزشی هستم اطلاعاتی در مورد ارزشیابی سی.ای. پی.او می خواستم لطفا راهنمایی کنید یا رفرنس بدهید ممنون

  3. با سلام.دانشجوی دکترا مدیریت آموزشی هستم.در حال نوشتن پروپوزال.مطالب وبلاگ بسیار ارزشمند است.سپاس از شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *